اگر روزی گُمشدیو نامت را فراموش کردی، از قاصدکها بپرس. بارها تو را آرزو کردهام، تمام قاصدکها در گوشه به گوشهٔ شهر نشانیو نامت را از بَرند عزیزم.
گوزنها و آهوهای مهرآفرین، کسانی بیمهری کردند و گفتن دوباره قصد کردن در اینجا رو پلمپ کنن، میشه اگه ممکنه لطف کردهو منت بگذارید چیزی رو از اینجا هدایت کنین خونهتون، تا اینجا رو بعدش خصوصی کنیم ؟☀️
آدرس خونهتون رو هم بدین که من سیو کنم تو تاریکخونهٔ قلبم بَل نوری باشه. ♥️
من هنوز یادمه قرار بود قصه بخونم براتون، فکر نکنین فراموشش کردم. زندگی مجال نمیده فقط. قصّهی پر غصهای مینویسم و میخونم برات، سروِ سبز من. همیشه سرو و سبز بمون. 🪻
چشم آهوها مثل سابق نخواهند شد عزیزکم، امّا چشم بچهآهوها، چشم آهو خواهند ماند؛ گوزنها اینبار از بچه آهوها دفاع خواهند کرد.
ماهم شما و کارگاههای نویسندگیت رو دوست داریم، نور رو شما آوردی پایینها. ☀️
چندبار دلم رو گره بزنم به حرم امام لطافتِ آهوها و گریه کنم به درگاهِ امام سیبها تا این زخم بسته بشه، خدای رحمتو استواریِ گوزنها ؟
خوش اومدین به بیشهی آهوها، لطفاً هرکی سهمِ نهال خودش رو بکاره تا چندی بعد جنگلی سرسبز داشته باشیم. فعلاً نهالِ آلبالو، سیب، انگور، افرا، سرو و زردآلو داریم.
آهوهابازمیگَردند.
من هنوز یادمه قرار بود قصه بخونم براتون، فکر نکنین فراموشش کردم. زندگی مجال نمیده فقط. قصّهی پر غصه
رزیِ غصهگوماهکو ماه.mp3
زمان:
حجم:
11.8M
اینم قصّهی ماهک طفلی و مرغدریایی. زنهو قولش. متأسفانه باید غصهدارش هم میکردم، طفلی ماهک.