eitaa logo
آهوها باز می‌گَردند.
527 دنبال‌کننده
38 عکس
22 ویدیو
0 فایل
🦌`🪽 کلاغ به خانه نرسیده مرد، بال پرستوها شکست، خورشید زمین فُتاد، درخت‌ها کج شدند، پای اسب‌ها شکست‌و چَشم آهوها کور شد. همه رفته‌اند. ما مانده‌ایم. ما، مانده‌ایم. چون من من یقین دارم به آبی آسمان و بازگشت آهو_آهوها. آهوها باز می‌گردند. می‌دانم، می‌دانم.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دُموعْ .
از منابع لایتناهی کلمات و واژگان خودم رو هزاران قدم دور کرده‌م و به شیون نوشته‌های هرگز متولد نشده‌م نشسته‌‌ام.
برای من از واژه‌های پرپر شده بگو، از درد کلام‌نشده، از عصیانِ سکوت و از زانوهای شکسته‌ی ذوق، از دست‌های رنجور بگو و عزاداری‌های نیمه‌شب، از لبخندها که لباسِ آبروی غم‌ها بودن، از اون‌همه زندگی که در آدمی اتفاق نیفتاد بگو. به من، از من بگو.
امروز موهایم را دوست می‌داشتم، چون می‌توانستم لبخندهای تو و کلماتت را در پیچششان جای بدهم و فرود نیایند. می‌گفتی خوبیِ موهای فرت چنین است، که همه‌چیز را نگاه می‌دارند؛ انگشتان را، سمت‌و سوی نگاه را، لبخندِ بر چهره را. امروز هم تو را نگاه داشتند. چَشمانم نیز، به نگاه‌داشتنِ نگاهت بسیار قصد داشتند؛ هرچند که فاصله‌ها بود تا پیراهن یوسف.