دردای بی درمون خاله کایرا
یتیم خانه عباث آغا
وای من عین سگ میترسیدم از اینا
بعد یادمه من همیشه میخواستم برم بازی هاشون رو پیدا کنم بشینم بازی کنم کلا به خودم هم کرم داشتم