eitaa logo
47 دنبال‌کننده
39 عکس
3 ویدیو
0 فایل
فقط بخاطر یک ممبر که گفت کانال ناشناس بزن. به عنوان محافظ هم ازش استفاده (سوءاستفاده) میکنیم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_o2dsbx8&btn=اشتباهات
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از اشتباه.
ایش
هدایت شده از اشتباه.
به درک فقط خواستم بدونم همون ثناییه که غیبت ترمه رو کرده بود؟ . وا منظورت چیه. معلومه که نه. اصلا ثنا فکر نکنم ترمه رو بشناسه. ثنا عشق زندگیم واقعا چرا اینجوری گفتی. ناراحت شدم.
هدایت شده از اشتباه.
ثنا با همه دنیا و عالم و آدم خوبه بجز آدمای چیزمغز و کرینچ که اونام هم کلاسیاشن بیشتر.
هدایت شده از اشتباه.
حنانه اگه بدونی کیم پشمات میریزه . بگو🥰🥰🥰
هدایت شده از اشتباه.
https://eitaa.com/Lest_wrong/32876 نه واقعا میترسم میترسم نظرت راجبم عوض شه . اینهمه باهم خندیدیم آخرشم به خوبی و خوشی تموم شد الحمدالله حتی الان بیای بگی ریحانه ای هم نظرم راجع بهت عوض نمیشه فقط میگم چرا زودتر نگفتی یا هرچی.
هدایت شده از اشتباه.
https://eitaa.com/Lest_wrong/33010 چه جالب منم خواب عجیبی دیدم دیشب . چی دیدی؟
هدایت شده از اشتباه.
https://eitaa.com/Lest_wrong/33054 منم همینطور. منم خواب عجیب دیدم . سبحان الله تعریف کنن
هدایت شده از اشتباه.
خواب دیدم ک با مامانم و داداشم رفتیم یه جا مراسم بودیم که دوستم هم اونجا بود.نشسته بودیم که یه مرده باهامون راحت شروع کرد به حرف زدن ، منم ک نگران شدم دست داداشم(۵ سالشه) رو گرفتم آوردم اش بیرون نشستیم. تا اینکه دیپم دوستم رفت پیش اون مرده .فهمیدم باباش بوده . یه لحظه دوستم رو صدا کردم گفتم ببخشید ک برگرده ، پسری ک پاشت رد میشد فکر با اونم گفت با من بودی منم گفتم نه .بعدش یه کارت سمتم پرت کرد ک گِلَس داشت روشم شماره اش بود منم ک داشتم سعی میکردم پارش کنم پاره نمیشد. خلاصه ک رفت طرف در ک دیدم... . بدترین قسمت‌ این بود که گلش داشت پاره نمیشد🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
هدایت شده از اشتباه.
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣عاااشقتممم
هدایت شده از اشتباه.
https://eitaa.com/Lest_wrong/33055 خواب دیدم با کراشم رفتیم حرم خیلی جالب بود پیامتو که دیدم یادم اومد چی دیدم همش هم داشتیم فرار میکردیم نمیدونم چرا . اه حاجی پششمممااممم داشتید فرار می‌کردید کسی نبینتتون دیگه
هدایت شده از اشتباه.
شاااهکار
هدایت شده از اشتباه.
ادامه اش... خلاصه در رو روی چند نفر از دوستاش که لباساشون شبیه دزد ها بود باز کرد. منم ک این صحنه رو دیدم سریع رفتم تو با آخرین قدایی ک داشتم توضیح دادم ک چ اتفاقی میافته الان . بعدش چند تا مرد رفتن بیرون ولی بعد چند دقیقه اون دزدا اومدن داخل. منم فکر کردم شاید مسلح بودن و اونا رو کشتن. همه خانوما اومدیم تو یه اتاق در رو از تو بستیم . ک یکی از بینشون اومد گفت من مسیحی ام و از در رد شد(نمیدونم چطوری) منم پاشدم بهش گفتم ک اره ما هم حضرت مسیح و قبول داریم و اینا ولی اون قبول نمیکرد تا اینکه... . نهببین چون مسیحیم میتونم از در رد شم🤣🤣🤣🤣🤣🤣 حاجی چه بد. باید شمارش رو قبول میکردی