هدایت شده از شیخ رمضانی(اسماعیل) 🇮🇷
سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده است نوشته مرا بخواند
« ولایت یا سلطنت »
در پادشاهی جریان امر از بالا به پایین سرازیر میشود و پادشاه تمام زیردستان را با امر همایونی هماهنگ میکند. در پادشاهی افراد در خدمت برنامه های پادشاهند حتی اگر خودشان رشد نکنند. اما در امر #ولایت جریان امر از بالا به پایین نیست. تا افراد آمادگی گشتن دور ولی خدا پیدا نکنند و از او خواهش نکنند، مورد خطاب امر قرار نمیگیرند. برای همین است که فرمود مثل امام مثل کعبه است اگر مردم دورش نگردند کعبه دور کسی نمیگردد. خود رشد افراد موضوع برنامه ولیاللّه است و افراد ابزاری در دست ولی امر برای پیاده کردن برنامه هایش نیستند. با همین فرمول پیامبراعظم (صلیاللّهعلیهوآله) که علی (علیهالسلام) بندهای از بندگان اوست مشورت میکند. این تواضع و مشورت نباید مومنین را دچار سوء تفاهم کند که میتوانند چیزی به ولی خدا اضافه کنند یا احساس کنند واقعا باید نظر بدهند. نظام ولی فقیه به دیکتاتوری نمیرسد چون تا افراد درخواست نکنند، تا آمادگی نداشته باشند، ولی خدا اعمال ولایت و تحمیل نمیکند و فرصت رشد میدهد. این گونه است که رهبر شهید متواضعانه شب، علیه مذاکره تبیین میکرد ، استدلال میکرد و صبح اجازه مذاکره میداد برای مردمی که هر وقت توانستند به #تفکر_مذاکره رأی دادهاند.
افرادی که با شیوه مدیریت ولی خدا آشنا نیستند و ته مانده رفتار پادشاهان در اعماق جانشان رسوب کرده، میگویند: رهبر انقلاب اینقدر قدرت داشتند که بخواهند جلوی مذاکره را بگیرند. بله ولی برای کسی که میخواهد دین خدا را در جان ها پیاده کند نه فقط کارش را پیش ببرد، چنین اعمال قدرتی نشدنی است و اصلاً قدرت در اختیار ولی فقیه برای چنین مدیریتی نیست!
ولی فقیه قطعا معصوم نیست، اما محل تمرین ما برای ولایت است. اینکه برخی آقایان میگویند: همیشه که نمیشود نظر رهبری باشد یا اینکه میگویند چون ولی فقیه قدرت دارد پس نمیشود برخلاف نظر او نظری پیاده شود و حتی بدون اجازه او کاری کرد، همه ناشی از این است که خودشان را برای رفتار با ولی دینی تربیت نکردهاند، #ولی_فقیه در ذهن آن ها پادشاه مقدس است نه ولیاللّه! ولی فقیه آزادی میدهد اما سرباز ولی خدا با انتخاب خود آزادی نمیپذیرد. این گونه است که تبعیت محض حاصل میشود بدون دیکتاتوری. با همین فرمول است که فاصله بردگی تا بندگی، فرعون تا موسی، پادشاهی تا ولایت طی میشود.
اگر میبینیم آقایان مسئولین از اینکه رهبری صراحتا فرمودند « نظر دیگری داشتم » خجالت نکشیدند که هیچ، به آن افتخار هم میکنند چون جامعه ما هنوز شیوه رفتار با نجابت ولی دینی را یاد نگرفته است و الا آقایان یک روز هم نمیتوانستند در مصدر قدرت بمانند ...
۱۱ تیر ۱۴۰۵
شیخ اسماعیل رمضانی
🏷 @sheykhramezani
روز تلخی است.
از طرفی،پیکر مطهر او؛
از طرفی،انتقامی که گرفتهنشد؛
از طرفی،بر باد رفتن دستآوردهای جنگ در مذاکره؛
و از طرفی،ترس از بازگشت به تکرار روزمرگی...
رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرࣰا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَ...
انسان،همواره در جنگ است؛
یا با دشمن بیرونی،
یا با دشمن درونی؛
یا با طاغوت،
یا با شیطان،
یا با خلق،
یا با دنیا،
یا با خود؛
آنها که از این جنگها فارغاند،مردهاند...
ایران هشت سال با صدام جنگید، ۱۲ روز با اسرائیل و آمریکا جنگید و به اینها، آن یک روز را هم اضافه کنید. از صبحِ ۹ اسفند تا سحرگاه ۱۰ اسفند را. در تمام این بازههای زمانی تجمعات خیابانی در ایران برقرار نشد. فقط یک جا، در یک لحظه تاریخی بود که از چهرهی جدید خیابان رونمایی شد. آن لحظه، لحظهی تایید شهادت سیدعلی خامنهای بود. پس چهرهی جدید خیابان و مفهوم ملت مبعوث، بیش از آنکه با مفهوم جنگ گره خورده باشد، به ماجرای «رهبری» و خونخواهیِ شخص «سیدعلی خامنهای» مربوط است. و الا اگر اگر قصه جنگ بود، پس آن هشت سال و آن ۱۲ روز و آن یک صبح تا به سحر، چرا خیابان تسخیر نشد؟ باقی شعارهای تریبونهای رسمی را رها کنید. یکی میخواهد ناسیونالیسم از دل این تجمعات بیرون بکشد، یکی خیال دارد تصاویر هوایی جذابش را شکار کند جهت پروپاگاندا. هرکسی از ظن خود یار این تجمعات شده اما به اصل اگر برگردیم، قصه، قصهی خونخواهی سیدعلی خامنهای است. حکمتِ تکرار هزاربارهی این این اصل بدیهی آن است که خدایی نکرده، بازگشت به «وضعیت نرمال» را با جنگ و آتشبس برایمان تعریف نکنند. آنچه همه چیز را به پیش و پس از خودش تقسیم کرد، نه جنگ، که شهادت او بود. و با خاکسپاری، برگزاری تشییع و خواندن سرود صلحِ پس از جنگ، هیچ چیز نرمال نخواهد شد. از فردای ۱۸ تیر، منتظرِ صداهای عادیساز باشید. برایتان قصهها خواهند گفت. که «پیرمرد عمرش را کرده بود». که «انتقامش فتح قدس است». که «پیروزی حاصل شده». و پاسخ همهشان یک چیز است: انتقام آنجایی محقق میشود که تعرض به جان رهبر حتی به مخیله دشمن خطور نکند، چه رسد به اینکه همین امروز، وزیر جنگ اسرائیل میگوید رهبر جدید ایران در صدر لیست ترور است. عادیشدنِ اوضاع یعنی اینکه دشمن پس از ترور سیدعلی خامنهای چنان پاسخی ببیند، که هیچ تهدیدی سیدمجتبی را برای حضور در مراسم پدرش منع نکند. بزرگترین گواه بر عادی نبودن اوضاع این است که رهبر جدید ایران، نمیتواند در مراسم رهبر سابق حاضر شود. و تلاش برای عادینماییِ این وضعیت غیرعادی، همدستی با دشمن است.
(نقل از کانال نانوشتهها)