اما همه ی بچه ها نافرمانی میکنند،فقط نوع نافرمانی بچه های باهوش فرق میکند.
"زمان اشتباه،مکان اشتباه"
میدونی من هنوزم اونارو بخشی از خودم میدونم.انگاری هنوز تبدیل به گذشتم نشدن.انگار هنوز هر روز ساعت ۶ ونیم صبح توی کلاسم و با سایه ی نجلا سر زود اومدن رقابت میکنم.انگار هنوز صبح به صبح داد میزنم و از بالای پله ها به همه صبح بخیر میگم.انگار نمیخوام قبول کنم که رفتم،که دیگه نیستم.نمیخوام قبول کنم دیگه هیچوقت قرار نیست یه روز کامل پشت نیمکتِ اخرِ ردیفِ سمتِ چپ بشینم.نمیخوام قبول کنم دیگه هیچکس نیست که روم حساب باز کنه و دیگه هیچوقت استرس شیرینی دزدیدن از ابدارخونه رو نمیگیرم.
من هنوزم خودمو باهاشون جمع میبندم،احتمالا تا اخر عمرم هم قراره همین کارو کنم.شاید بقیه فراموشم کرده باشن.شاید خیلیا راضی به نبودنم باشن و شاید رفته باشم ولی.. صدای خنده هام هنوز اونجاست.
تیمار"
اون دختر تا ابد یه زخمه،زخمی که عاشقشم.
چرا هیچوقت از ذهنم پاک نشدی؟چرا هیچوقت کامل از زندگیم نرفتی؟چرا بازم ته همه گریه هام برای توهم گریه میکنم؟چرا هنوز وقتی مست میشم خاطراتمون رو مرور میکنم؟چرا هنوز برات مینویسم؟چرا همیشه وقتی تصمیمم رو گرفتم و میخوام بپرم تو توی ذهنمی؟چرا کل شخصیتم بر اساس علاقه های توعه هنوز؟چرا هنوز به یادت رز سفید میخرم؟چرا هنوز یادم میره چشات سبزه؟چرا هیچکس جایگزینت نمیشه؟چرا؟واقعا چرا..
هدایت شده از آروما(عروج پلاس)
VOICE_20240911_205614_706.ogg
زمان:
حجم:
434.3K
باز آخر شبه ، تو سینم پر غمه..
M.A
تیمار"
ضربه ای که اون آدم بهم زد باعث شد ده سال عقب بیوفتم از بقیه..
درواقع وجود داشتنش توی زندگیم اون ضربه بود..