هدایت شده از City of stαrs
در جواب بابام که روزی ۸۱۸۱۸۲۸۸۲ بار میگه درس بخون میگم که من حتی نمیدونم فردا زندهم یا نه، اگه زنده باشم نمیدونم مدرسهم فردا سالمه یانه، اگه سالم باشه نمیدونم باید از کی برم تو اون مدرسه خراب شده، اگه باید برم نمیدونم امتحانام نهاییه یا نه، اگه بخوام شروع کنم به خوندن نمیدونم اینترنت رو به کدوم پیامبر قسم بدم که بذاره درس بخونم و ویدیوهامو باز کنه، و بابا میگه "تو کاری نداشته باش، تو درستو بخون" و ازت ممنونم بابا که روزی هزار بار یادآوری میکنی من یکی از هزارتا بازیچهی دست این سیاستمدارهای قدرتمند پول پرست خودخواه هستم .
یادته تو جاده پشتِ فرمون که بودم مثلِ بچه ها دلت بهونه می کرد و اعصابمو بهم میریختیُ منم بلند سرت داد می زدم؟ بعد که میدیدم مثلِ گنجیشکایِ زیرِ سرمایِ برف، گوشه صندلی کِز می کردی و یواش یواش گلوت پر از بُغض میشد، اونموقع بود که می زدم بغلِ جاده و از ماشین پیادت می کردم و میبردمت وسطِ دستای سر سبزُ بالای کوه، بعد می شِستیم رو زمینُ به آسمون نیگا می کردیمُ مثل بچه ها ابرارو به چیزای خوب خوب تشبیه می کردیمُ یواش یواش باهام آشتی می کردی؟
تیمار"
یادته تو جاده پشتِ فرمون که بودم مثلِ بچه ها دلت بهونه می کرد و اعصابمو بهم میریختیُ منم بلند سرت دا
یادمه وقتایی که موهاتو بلند می کردی، بعدِ حموم هِی غُر می زدی که چرا انقد شونه کردنِ اینا سخته! یروز بهت قول دادم که تا آخرِ عمر خودم موهاتو با شونه ناز کنم و ببوسمشون و خشکشون کنم. یه قولِ مردونه دادم تا یه کارِ زنونه رو انجام بدم... میبینی عزیزکم؟