eitaa logo
تیمار"
40 دنبال‌کننده
66 عکس
17 ویدیو
0 فایل
در اینجا ادمکی شیشه ای خوابیده است،احتیاط کنید. حرف:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1qmy1n8&btn=نوشته.ای.به.تاتا
مشاهده در ایتا
دانلود
آری، آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست. "فروغ فرخ زاد"
بارها دست به قلم بردم زیرا توان ماشه کشیدن نبود.
من وقتی گشنم:
تیمار"
شاید اگر از خیس شدن کفشام میترسیدم بچه ی مناسبی برای خانواده بودم.
تیمار"
اتاقم تاریک تر از همیشه‌ است،اخه کم کم دارم ترس از تاریکیم رو میذارم کنار.پشت تلفن ساکتی تا راحت بخوابم.کار هر شبت شده،مطمئن میشی خوابم و بعد قطع میکنی.یجوری رفتار میکنی که انگار تا اخر دنیا برام وقت داری.یهو شروع میکنی به حرف زدن.اولش میخوای بفهمی خوابم یا نه‌،منم وانمود میکنم که خوابم؛میخوام ببینم چی میخوای بگی.وقتی مطمئن میشی خوابم لحنت تغییر میکنه.جوری حرف میزنی انگار دنیا دور من میچرخه.ناخواسته لبخند روی لبم میاد؛از اون لبخندای از ته دل.از اونایی که یه نور رو توی قلبت روشن میکنه.عاشقانه هات رو حتی توی خواب هم خرج من میکنی.میترسم از حرفات،یهو تو فکرم میاد که نکنه توهم بری.نگاهم کشیده میشه به سمت پنجره ی اتاقم.قطره های بارون با شدت میخوره به پنجره؛اما تمیزش نمیکنه،بدتر لک میشه.مثل افکار من که روی عشق پاک تو لک میندازه.حواسم نیست که کی خداحافظی میکنی و قطع میکنی.با حس کردن ویبره ی گوشی میفهمم قطع کردی.برای لحظه ای میترسم.با خودم میگم کاش بیشتر گوش میدادم به صدات.اما یدفه یه صدایی توی مغزم میگه:"بخواب،اون فرداهم هست".