ژانوس ؛
دم امتحان ادبیات خوندن این پیام خیلی جالبه : ) بابت دو خط آخر میتونم داد بزنم. مرسی که گفتین
هروقت تموم شد(الان نههههههطهشخ) میتونی اینجا رو هم بخونی
ژانوس ؛
نمیپرسم الان بهتری؟ پ.ن. تا وقتی من و خیلیای دیگه هستیم کسی حق نداره to die رو انتخاب کنه.🔪اگر حرف
اذیت کردن تضاد رو میفهمم
اشکالی نداره واقعا میگم
امیدوارم زودتر خوب بشی
میتونم بپرسم چی زود خوب میشه؟ اضطراب؟ غم؟ مدلش چیه؟
ژانوس ؛
اذیت کردن تضاد رو میفهمم اشکالی نداره واقعا میگم امیدوارم زودتر خوب بشی میتونم بپرسم چی زود خوب
یه چیزی بگم؟ کلا
برای همه(هرکسی که نیازش داره؟) دارم مینویسم
فان(!) فکت
هرکسی یه دوره ای حالش بده
بعد فکر کن هرکسی حال بدش رو برای خودش نگه داره
تو با کسی صحبت نکنی اونا هم باهات صحبت نمیکنن
کسی به کسی حس تنها نبودن نمیده و از غم یا وحشت کسی، کم نمیشه
هرکسی یه گوشه برای خودش زجر میکشه
اینجوری خوبه؟ نه نیست
واقعا نیست
من فکر میکنم طرف مقابل تو هر مشکلی هم داشته باشه ولی تو راجع به مشکل خودت صحبت بکنی به اندازه خودت درد نمیکشه
همدردی میکنه ولی مثل تو اذیت نمیشه که؛ چون دردت رو «حس» نمیکنه
در عین حال اونطوری تو دیگه تنها نیستی. چون میدونی یک نفر حداقل «هست» که بدونه تو داری زجر میکشی
ژانوس ؛
یه چیزی بگم؟ کلا برای همه(هرکسی که نیازش داره؟) دارم مینویسم فان(!) فکت هرکسی یه دوره ای حالش بده
پس اگه صحبت کردن کمک میکنه کمتر توی تاریکی غرق بشی، یا راحتتر بخوابی، یا بتونی غذا بخوری یا قلبت درد نگیره، من فکر میکنم اشکالی نداره
اگه با آدم درستش باشه
فکر میکنم اصلا درستش همینه. اونم توی جایی که همهمون با هم داریم زجر میکشیم حتی اگه توی ظاهر دیده نشه
و نوبتی به یه روزنه امید یا یه کم حس نجات نیاز داریم
ببخشید طولانی شد.
این که تحمل واقعی نبودن معناهای زندگیت رو داشته باشی اما بازم بخوای بهشون تکیه کنی و باهاشون زنده بمونی خودش قدرت زیادی میخواد