هدایت شده از نیکتوفیلیا 𝑁𝑦𝑐𝑡𝑜𝑝ℎ𝑖𝑙𝑖𝑎>
_برج نجوم...
میگن دراکو رو اینجا میشد پیدا کرد...
_@witch_writer ✧°'
حالم خوب نیست، بازگشت به مکان هایی که حال گذشته رو توی بدنت ترشح میکنن...
افتضاحه
بزارید یه بار رک باشم باهاتون و ادبی ننویسم
_یه سوال هیلدا و آگوستین هم کلاسیت بودن؟
__________________
_آره🙂
آگوستین هفتم
هیلدا هشتم
بعدشم که دیگه هم رو ندیدیم.
الانم با آگوستین توی یه مدرسه ایم ولی هم کلاس نیستیم،.
انشالله به زودی براتون یه معرفی نامه و توضیحاتی در اینجا قرار خواهند داد
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
احساسات با موفقیت پرداخت شد! پاسخ جناب مالفوی؛ ._@witch_writer ✧°
نه جدی ظاهرا خوب در اومد
هدایت شده از چمنهایبلند دشتهرسیلیا.
امروز میخوایم درباره گلرت گریندلوالد بزرگ و عزیز (🛐) صحبت کنیم.
گلرت متولد سال ۱۸۸۳ بود و بعد از لرد سیاه قوی ترین جادوگر تاریخ بوده.
گلرت توی دورمسترانگ درس میخونده که درنهایت توی سال ششم به خاطر انجام آزمایش های خطرناک که منجر به مرگ یه سریا شد اخراجش کردن؛ اونم قبل رفتنش علامت یادگاران مرگ رو روی دیوار مدرسه میندازه و وقتی به دیدن عمهش باتیلدا بگشات توی دره گودریک میره تا قبر برادران پاورل رو ببینه، آلبوس پرسیوال والفریک برایان دامبلدور (🦖) رو میبینه.
بعداً اینا باهم نقشه میریزن که اون سه یادگار مرگ رو پیدا کنن و نظامی راه بندازن که جادوگرا به ماگل ها حکومت کنن.
ابرفورث دامبلدور حسابی با آلبوس مخالفت میکنه و میگه این کارا ممکنه به آریانا آسیب بزنه و فلان و یه درگیری بین آلبوس و ابرفورث و گلرت عزیزم پیش میاد که آریانا میمیره و بعد این ماجرا گلرت از پیش آلبوس میره (آه)
هدایت شده از چمنهایبلند دشتهرسیلیا.
بعداً گلرت میره ابرچوبدستی یا چوبدستی کهن رو از مایکی گریگوروویچ میدزده و میشه بزرگترین و قوی ترین جادوگر 🦖و شروع میکنه به تلاش برای ساخت اون نظام حکومت بر ماگل هایی که با آلبوس جون برنامه ریزی کرده بود🦖توی ایالات متحده و اروپا اقدامات خشونت آمیز انجام میده🦖یه پایگاه قدرت تو قلعه نورمنگارد تو اتریش میسازه🦖و دست به جنایات زیادی میزنه🦖هرچند واقعاً نوع تفکر و حتی جنایت هایی که گلرت کرده با لرد سیاه خیلی تفاوت داره و کلا گلرت عزیز آدم ایده آل گرا و خاصی بوده و هرکی هم به دستش مرده خیلی حقش بود ولی ولدی کلا خصومت داشته و همینطوری همه رو میکشته.
خلاصه وقتی گلرت به قدرت میرسه آلبوس توی مدرسه میشه یکی از اساتید و دیگه کاری به کار یار قدیمیش، گلرت نداره و فکر حکومت به ماگلا هم از سرش افتاده تا اینکه وزیر سحر و جادو میاد دیدن آلبوس و بهش میگه مشتی تروخدا بیا فقط تو میتونی جلوی گلرت رو بگیری آلبوسم میگه نه (زارت)
بعدا میفهیم آلبوس و گلرت یه پیمان خونی باهم داشتن که همیشه مثل دوتا برادر باشن و باهم نجنگن و آخرم این پیمان که دست خود گلرت بود رو نیوت اسکمندر میدزده و میرسونه به آلبوس و آلبوس هم نابودش میکنه🦖🦖🦖🦖