قرار بود معجون صدا خفه کن درست کنم، بعد از سر اضطراب دستم می لرزید چون دفعه پیش معجونم با اینکه عالی بود اسنیپ جای چشمام خالی کردش و گفت از اول...
نمیخواستم دوباره با اون پرفسور رو اعصاب سروکله بزنم، تام کنارم ایستاده بود و در حالی داشت روی پروژه خودش کار میکرد زیر چشمی نگاهم میکرد.
بعد یهو دستم رو گرفت و گفت: ضعف نشون نده
بعدش یه چیزی از توی جیبش برداشت و داخل معجونم ریخت
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
قرار بود معجون صدا خفه کن درست کنم، بعد از سر اضطراب دستم می لرزید چون دفعه پیش معجونم با اینکه عالی
شاید فکر کنید سعی کرده اذیتم کنه ولی نه تام دراکو نیست😂(شاید اگه دراکو بود یه چیزی می ریخت که پاتیل جلوی چشمم منفجر بشه)
ولی خب معجون خوب از آب در اومد.
آخر جلوی در کلاس من رو کشید کنار و گفت: بها...
و خب... منم بعدش اونجا رو ترک کردم
https://eitaa.com/69541755/4642
خواهر تام اینجاست به خود تام چیکار دارید خودم می کشمش