https://eitaa.com/Tom_Iduna/4268اوهوم
"" "" "" "" "" ""
-آره میشه؛
-سلام جانم من میشه گفت تازه عضو کانالتون شدم اطلاع زیادی نسبت به کانالتون ندارم جانم من خودم توی یه تالار با حضور ارواح هان سرگردان زیادی نشست و برخاست دارم هر چند که من از داستان های این تالار اطلاع زیادی ندارم چون خودم یه خدمتگزار بیش نیستم
"" "" "" "" "" "" ""
-خوش اومدی، درمورد محتوای اینجا... خب یکم پیچیده است، خودمم نمی دونم
شما مرگخواری؟
اینبار تام نبود، اسنیپ چپ چپ نگاهم میکرد و مدام بینی اش رو مقابلم چین میداد و میگفت، مطمئنم دیروز تقلب کردی.(این مرد حالش خوب نیست من نمره ترمم بیست بوده)
دراکو توی اون کلاس جبرانی بود نمیدونم چرا ولی بود، داشت بهم پوزخند میزد و زیرلب میگفت: ریدل...
معجونم آبی شد، داشتم اون رو آروم و با ظرافت هم میزدم، باید رنگ بنفش به خودش میگرفت ولی نشد.
معجون فلوریا اوکی بود ولی مال منه نه.
بعد دیدم دراکو داره می خنده.
بعد اسنیپ اومد گفتش: من که گفتم تقلب کردی.
گفتم کار مالفوی بوده، و گفتم دوست دخترت هستم پرفسور اسنیپ همون دختری که به خودت نرفته
یه نگاه چپ بهم انداخت
https://eitaa.com/tom_riddlex/216
بابا من و دراکو رفیقیم😂
ولی این هفته سر یه قضیه ای قهر کردیم مثلا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
دراکو توی اون کلاس جبرانی بود نمیدونم چرا ولی بود، داشت بهم پوزخند میزد و زیرلب میگفت: ریدل... معجو
بعدش دراکو برای خودشیرینی اومد جلو و گفت؛پرفسور تنبیه اش چی می تونه باشه...
فلوریا زیرلب گفت: چاپلوس...
دراکو حرفش رو نشنیده گرفت
اسنیپ گفت باید شیشه های خالی رو دستمال بکشم، همه شون رو
و دراکو خندید و گفت: بعضیا شاید بفهمن قهر کردن چه عواقبی داره
منم گفتم: بعضیا توی قهر هم دست از سر آدم برنمیدارن