عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
چشمه کوچک چو به آنجا رسید وان همه هنگاهمه دریا بدید خواست کزان ورطه قدم در کشد خویشتن از حادثه برتر
بدو گفت کز من رهایی مجوی
چرا جنگجویی تو ای ماهروی؟
نیامد به دامم به سان تو گور
ز چنگم رهایی نیابی،مشور
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
بدو گفت کز من رهایی مجوی چرا جنگجویی تو ای ماهروی؟ نیامد به دامم به سان تو گور ز چنگم رهایی نیابی،
ایش آقا این بخش اَه... 😂😐
فروسی آخه این چیه...
آخه کاراکتر اینقدر چیز...
مال قرن چندی شما؟
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
رها شد ز بند زره موی اوی درفشان چو خورشید شد روی اوی اولین صبحی چرا داریم اشعار زلف رو مرور میکنیم؟
ببین من نخوابیدم امشب(شایدم امروز*)
کلا امروزِ من رو از حافظهات پاک کن چون الان من هیچ فکری نمیکنم
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
ایش آقا این بخش اَه... 😂😐 فروسی آخه این چیه... آخه کاراکتر اینقدر چیز... مال قرن چندی شما؟ -آدونا
وویی نگوووو،دیالوگ به این پرحرارتی رو تو سریالای هالیوود و سینمای جهان هم نمیتونی پیدا کنییی....
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
بدو گفت کز من رهایی مجوی چرا جنگجویی تو ای ماهروی؟ نیامد به دامم به سان تو گور ز چنگم رهایی نیابی،
تهمن بدو گفت: بر خیره خیر
همی رنجه داری تن خویش را
دو بازوی و جان بداندیش را
کشانی هم اندر زمان جان بداد
چنان شد که گفتی ز مادر نزاد
-آدونا
ولی لاسِ ادبی چقد حال میدههه
مرحله بعد لاسِ تاریخی،جامعهای،اقتصادی،عربی جغرافیایی و در نهایت،مخ زنیِ منطقیه🎀
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
ولی لاسِ ادبی چقد حال میدههه مرحله بعد لاسِ تاریخی،جامعهای،اقتصادی،عربی جغرافیایی و در نهایت،مخ زنی
😂😐افکار تو
در قبال
افکار من؟
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
تهمن بدو گفت: بر خیره خیر همی رنجه داری تن خویش را دو بازوی و جان بداندیش را کشانی هم اندر زمان جان
تورا بهتر آید که فرمان کنی
رخِ نامور سویِ توران کنی
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
😂😐افکار تو در قبال افکار من؟ -آدونا
اهم..
چیزه
مگه افکار تو چیه؟
(درحالِنگاهِتردیدآمیز*)
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
تورا بهتر آید که فرمان کنی رخِ نامور سویِ توران کنی -پری
کشانی بدو گفت: با تو سلیح
نبینم همی جز فسوس و مزیح
-آدونا