عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
تامل در لحظاتی رخ می دهد که انتظارش را نداری... -آدونا
یهو یه چیزی میگم نه در شانِ منه،نه در شانِ تو،نه در شانِ بازم من
وای خدا،باید میخوابیدم..
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
تهمتن چنین داد پاسخ بدوی: که ای بیهده مردِ پرخاشجوی پیاده ندیدی که جنگ آورد؟ سرِ سرکشان زیرِ سنگ آور
سزد گر بداری سرش در کنار
زمانی بر آسایی از کارزار
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
یهو یه چیزی میگم نه در شانِ منه،نه در شانِ تو،نه در شانِ بازم من وای خدا،باید میخوابیدم.. -پری
بخواب. توی خواب بهش فکر کن ببین در شان ات هست یانه
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
سزد گر بداری سرش در کنار زمانی بر آسایی از کارزار -آدونا
روزکی چندی سخن کوتاه کرد
مردِ بقّال از ندامت آد کرد..
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
روزکی چندی سخن کوتاه کرد مردِ بقّال از ندامت آد کرد.. -پری
کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید
قضا بردش تا به سوی دانه و دام.
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید قضا بردش تا به سوی دانه و دام. -آدونا
من گوشِ استماع ندارم،لمن تقولُ؟
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
ناتانائیل... -آدونا
تو را "جنوب"نامیدم..
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
من گوشِ استماع ندارم،لمن تقولُ؟ -پری
دمی اب خوردن پس از بدسگال
به از عمر هفتاد و هشتاد سال
-آدونا
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
دمی اب خوردن پس از بدسگال به از عمر هفتاد و هشتاد سال -آدونا
بسوز ای دل که تا خامی،نیاید بوی دل از تو
کجا دیدی که بی آتش،کسی را بوی عود آمد
-پری
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
بسوز ای دل که تا خامی،نیاید بوی دل از تو کجا دیدی که بی آتش،کسی را بوی عود آمد -پری
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و غلفت نخوری
-آدونا