eitaa logo
𝗧𝗼𝗽𝗹𝗮𝘆𝗲𝗿
5.3هزار دنبال‌کننده
623 عکس
2.3هزار ویدیو
0 فایل
- 𝘛𝘩𝘦 𝘕𝘢𝘮𝘦 𝘖𝘧 𝘎𝘰𝘥🗞️. - 𝘞𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 𝘛𝘰 𝘔𝘺 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭🪣 - من تاپ پلیر و تاج روی زمینم👑🌵 - ماینکرفت رو با ما دنبال کنید 🌍🔥 𝗖𝗿⇥ @ABOL_CR • 𝙏𝘢𝙗𝘭𝘪𝘨𝙝𝘢𝘵 : @thunder_ads
مشاهده در ایتا
دانلود
⚫️🔴 مژده برای انقلابیون ⚫️🔴 ✍🏻 با توجه به ازدیاد اخبار فیک، اگه به دنبال جایی هستی که اخبار و تحلیل های بروز بذاره حتما کانال داوود ورمزیار رو دنبال کنین جهت عضویت👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/4097572865Cc2a70db549 خودش توی مرزه و اخبار میدانی میذاره 👆🏻
سلام دوستان یه نکته مهم دارم امشب من پیشگو نیستم پیشگویی هم بلد نیستم ولی بخاطر عملیات جنگ روانی دشمن این کانال رو می‌بینم؛ هم خبراش هم تحلیل‌هایی که میذاره خیلی کمک میکنه👌 شما هم بجای چند تا کانال فیک نیوز اینجا رو دنبال کنید 👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/4097572865Cc2a70db549
‌ 🔴خیلی رک بگم ، اینجا شیک‌ترین نیم‌ست های ایرانو داره 👌 اینجــا طـلاتو بخـر 🕊‌🔥 🎗 فقط ۴٪ مرکز پخش طلای سبک زیر 10 تومن👇 https://eitaa.com/joinchat/2365915513C982b2c8099
اتفاقی ترسناک در کرمان🚷 زوج جوانی که چندسالی بود ازدواج کرده بودند توانستند یک خانه کلنگی و قدیمی بخرند و در آن ساکن شوند. پس از گذشت چندین روز زن جوان متوجه شد غذاهایی که از شام باقی می ماند و در یخچال گذاشته می شوند خورده می شوند! ابتدا فکر میکرد کار همسرش باشد ولی با اینحال باورکردنی نبود یک نفر شب هنگام بتواند با شکم سیر دوباره غذا بخورد! یک شب که مقدار زیادی غذا در یخچال خورده شد زن از شوهرش پرسید آیا غذای دیشب را خودت خورده ای؟! شوهر انکار کرد و گفت که من دیشب با شکم سیر در کنار خودت خواب بودم و اصلا سمت یخچال نرفتم‼️ زن قضیه را برای شوهرش تعریف کرد و تصمیم گرفتند شب را در جایی در اتاق پنهان شوند شب هنگام شد، زن و شوهر مخفی شدند بعد از گذشت نیم ساعت ناگهان صدای باز شدن درب حمام شنیده شد .... ✅ادامه ماجرا در لینڪ زیر👇🏻👇🏻👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1305084040Ca42e3b8d61
. اینجــا سوهــان داغ داغ بخـر😍🍯 زیـــر قیمت خــرید کن🛍 https://eitaa.com/joinchat/540476592C1c33fad969 بزرگتـرین صادر کننده سوهـان قــم .
خیلی رُک بگم ... بهترین تجربه خریدم تو ایتا بود ☝️
من ی دختری زیبا که داخل ی خانواده‌ی ثروتمند بزرگ شدم ولی از بد روزگار پدرم ورشکست شد و افتاد زندان طلبکارا ریختن خونه و زندگیمونو حراج کردن و درآخرم یکی از طلبکارای کله گنده‌ش منو بجای طلبش با خودش برد چهره‌ش خیلی برام آشنا بود انگار باره و بارها دیده بودم ولی هرچی فکر میکردم چیزی یادم نمیومد. افتادم به التماسش کردن که دست از سرم برداره اما قبول نکرد و گفت که برام ی سوپرایز داره همینجور که داشتم زجه میزدم التماسش می‌کردم یدفعه صداشو شنیدم و ی جرقه تو ذهنم خورد و یادم اومد این ادم کیه و باشناختش دنیا توسرم اخر شد ترسیده نگاش کردم و عقب رفتم که انگار فهمید شناختمش.....😱😢 برای خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/3193898263Cbda2b5620a