eitaa logo
𝗧𝗼𝗽𝗹𝗮𝘆𝗲𝗿
5.3هزار دنبال‌کننده
618 عکس
2.3هزار ویدیو
0 فایل
- 𝘛𝘩𝘦 𝘕𝘢𝘮𝘦 𝘖𝘧 𝘎𝘰𝘥🗞️. - 𝘞𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 𝘛𝘰 𝘔𝘺 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭🪣 - من تاپ پلیر و تاج روی زمینم👑🌵 - ماینکرفت رو با ما دنبال کنید 🌍🔥 𝗖𝗿⇥ @ABOL_CR • 𝙏𝘢𝙗𝘭𝘪𝘨𝙝𝘢𝘵 : @thunder_ads
مشاهده در ایتا
دانلود
آشپزی های خوشمزه عشایری به سبک ننه بانو با ادویه های کوهی که طعم بهشت میده ننه بانو بیش از 50 مدل غذای نونی خوشمزه گذاشته معرکه اس 🏕😍👇 https://eitaa.com/joinchat/190645369Cda67d6ba89
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ +حالا که اینستاگرام قطع شده زیاد میای ایتا؟ _آره، خیلی خب پس وقتتو تلف نکن، یه کانال معروف توی ایتا بهت معرفی میکنم کانال مامان فاطمه بیش از ۱۶۰ هزار بانو عضون🥰👇 https://eitaa.com/joinchat/3026780753Cf99ee73d6a جایگزین‌‌خوبیه‌برای‌ اِکسپِلور‌‌گردی✋🏻😂 ‌از نوع محتوای سالم😌✅ ‌
🔴 استخدام معلم و دبیر در کشور❗️ دولـت بـا توجه بـه کمبـود معلم در سال جدید آزمـون استخـدام ۷۰ هزار معلم را بـرگزار می کند 👩‍🏫 🔻شـرایط آزمـون ؛ در کانال زیـر👇🏼 https://eitaa.com/joinchat/3512729888Ce81dc4ed0b
سکانسهای جنجالی اوشین 🤯🤯 فیلمها و کارتونهای قدیمی از دبیرستان خضراء👩‍🎓 تا خط قرمز🔴 و آژانس شیشه ای🪟 خونه های قدیمی و خاطرات فراموش شده عطر و بوی دهه ۶۰،۷۰ اینجا غوغا کرده حال دلت و بسپار به ما👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1364656341C892be99676 😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫چندسکانس عجیب
📻 هایی که هیچ جا پیدا نمیکنی های دهه ۶۰،۷۰📽 دهه ۶۰،۷۰🎤 فراموش شده🪕 شروع اول 😍 📌📌👇همه اینجاس👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1364656341C892be99676 https://eitaa.com/joinchat/1364656341C892be99676 فسیل ترین ها رو اینجا داریم😅
‼️سه نفر زیر درخت نخل نشسته اند یک لال، یک ناشنوا، یک نابینا سیبی که میفته رو زمین و کی اول از همه میخوره؟ مشاهده جواب ➡️
🔴 شوهرم حین حمام کردن کجا میرود؟! ساعت ۱۰ صبح جمعه ۲۴ شهریورماه  زنی گریان با همسرش به دادگاه وارد شدند و زن میگفت هر روز ساعت ۳ بعدازظهر همسرم باحالت عادی به حمام میرود و بعد از ۳ ساعت از حمام بیرون می آید در این ۳ ساعت همسرم در گوشه ای از حمام است و فقط صدای شیر آب می آید...زن گریه میکرد و میگفت که شوهرش رفتار کاملا غیر عادی داردبا رضايت شوهر دادگاه ترتيبى داد تا در حمام منزل دوربين قرار دهند.... تا واقعيت ثبت شود که ناگهان با چیزی مواجه شدن که همه رو شوکه کرد در ساعت ٣:٢٥ دقيقه شوهر به گوشه ای از حمام پناه برد و ...... . برای ادامه داستان کیلیک کنید↪️
من یه و که بعد مدتها تو مراسم فوت پدربزرگم که همه فامیل دور هم جمع بودن پسرعمه‌م هیربد رو دیدم. از همون دیدار اول کل‌کل‌هامون شروع شد و هرجا همدیگرو تنها گیر آوردیم از خجالت هم درومدیم. این دعواها تا جایی ادامه پیدا کرد که دیگه ازش بیزار شده بودم. تااینکه یه شب که قرار بود خونواده‌ی عمو بزرگم برا خواستگاری واسه پسرشون مرتضی به خونمون بیان خواست چیزی بهم بگه که باز کارمون به دعوا کشید و اجازه حرف زدن بهش ندادم. وقتی رسیدم خونه مهمونا اومده بودن، داشتم آماده می‌شدم برم پیش مهمونا که هیربد زنگ زد. با فریادی که پشت گوشی سرم زد و چیزی که گفت از حال رفتم...😱😭🥺 https://eitaa.com/joinchat/2031682960C5f1ba3a698 با حرفی که زد ‌کل سرنوشتم عوض شد😔