سهشنبهها یکجور دیگریاند.
نمیخوام بمیرم. هنوز خیلی زندگی مونده که تجربه کنم. حیفه بمیریم وقتی هنوز زندگی نکردیم.
من شب خوابیدم و آرزو کردم فردایی نباشه اما باز بیدار شدم و باز فردایی در کار بود و فردا که گذشت، دیگه هیچشبی آرزو نکردم فردایی نباشه. زندگی ارزششو داره.
"نرگس کرشمه میبرد از حد برون خرام
ای من فدای شیوه چشم سیاه تو"