eitaa logo
Tweety
58.7هزار دنبال‌کننده
9.1هزار عکس
176 ویدیو
0 فایل
بسم‌رب تا دندون داری بخند،خنده به لبات میاد بمون پلو گذاشتم. ارتباط: @iMersad | تبلیغات: @Delta_ads
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ مامانم میگه هر چی بزرگتر میشی گاوتر میشی نمیفهمم چرا توقع داره تا اخر گوساله بمونم
من ی دختری زیبا که داخل ی خانواده‌ی ثروتمند بزرگ شدم ولی از بد روزگار پدرم ورشکست شد و افتاد زندان طلبکارا ریختن خونه و زندگیمونو حراج کردن و درآخرم یکی از طلبکارای کله گنده‌ش منو بجای طلبش با خودش برد چهره‌ش خیلی برام آشنا بود انگار باره و بارها دیده بودم ولی هرچی فکر میکردم چیزی یادم نمیومد. افتادم به التماسش کردن که دست از سرم برداره اما قبول نکرد و گفت که برام ی سوپرایز داره همینجور که داشتم زجه میزدم التماسش می‌کردم یدفعه صداشو شنیدم و ی جرقه تو ذهنم خورد و یادم اومد این ادم کیه و باشناختش دنیا توسرم اخر شد ترسیده نگاش کردم و عقب رفتم که انگار فهمید شناختمش که بطرفم حمله کرد و......😱😢 برای خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/3193898263Cbda2b5620a
مشکل اساسیم😂😐 @TwitterEy
تنها قسمت مثبت زندگيم، گروه خونيمه
‌ اینجوری که شماها از حقوق حیوانات حمایت میکنن، خانواده‌م منو تو زندگیم حمایت نکردن.
روز تشییع جنازه من دسته گل رو روی قبرم نذارید، بردارید پرت کنید سمت جمعیت تا ببینم نفر بعدی کیه
چرا مورچه ها 🐜 به خونه میان ❓ اگه علت آمدن مورچه ها در خانه رو بشنوین، حتما تعجب میکنین! بزن روی مشاهده👇علت رو ببین👌 مشاهده علت ➡️
🔴استخدام معلم و دبیر در کشور❗️ دولـت بـا توجه بـه کمبـود معلم در سال جدید آزمـون استخـدام ۸۵ هزار معلم را بـرگزار می کند 👩‍🏫 🔻شـرایط آزمـون ؛ در کانال زیـر : 👇 https://eitaa.com/joinchat/3512729888Ce81dc4ed0b
چه ميدونم مثلا سکته کن بگو برا تو کردم، برا خوشگلیات.
اوضاعم: دیر بیدار شدن → دیر خوابیدن ↑ ↓ هدر دادن کل روز ← پشیمونی
وضعیت دخترا بعد کنکور: @TwitterEy
من کارینا دختر و خان دختری که بیشتر پسرای خان‌های ایالات اطراف خواستگارم بودن ولی خب پدرم از دَم به همه جواب رد میداد چون معتقد بود لیاقت من بیشتر از این پسرهاست..... روزگارم به خوشی میگذشت تا اینکه از بخت بدم برادرم پسرخان روستای بالا رو کشت و فرار کرد اونا با قشون به عمارات حمله کردن و منو به خونبست بردن اینقدر مغرور بودم که نه التماس کردم و نه زجه زدم چون من ی خانزاده بودم، ولی بد ماجرا اینجا بود که اصلا نمیدونستم چی در انتظارمه و قراره چه بلایی سرم بیارن تا به خودم اومد جلو در عمارت بودم وقتی در عمارت باز شد منو جلو پای خان انداختن.... و خان دستوری داد که از شنیدنش زحله پاره کردم.....😱😱 برای خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/279511303C936a1e40c9