من کارینا دختر #زیبا و #نازپروده خان
دختری که بیشتر پسرای خانهای ایالات اطراف خواستگارم بودن ولی خب پدرم از دَم به همه جواب رد میداد چون معتقد بود لیاقت من بیشتر از این پسرهاست.....
روزگارم به خوشی میگذشت تا اینکه از بخت بدم برادرم پسرخان روستای بالا رو کشت و فرار کرد اونا با قشون به عمارات حمله کردن و منو به خونبست بردن اینقدر مغرور بودم که نه التماس کردم و نه زجه زدم چون من ی خانزاده بودم، ولی بد ماجرا اینجا بود که اصلا نمیدونستم چی در انتظارمه و قراره چه بلایی سرم بیارن تا به خودم اومد جلو در عمارت بودم وقتی در عمارت باز شد منو جلو پای خان انداختن.... و خان دستوری داد که از شنیدنش زحله پاره کردم.....😱😱
برای خوندن ادامهی داستان روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/279511303C936a1e40c9
زندگی رو اونایی میکنن که عکسشون رو گذاشتن تو بکگراند گوشیشون، ما خودمون رو خیلی اذیت میکنیم.
Tweety
https://eitaa.com/joinchat/656802698C793bfcac6b
بیاید تو ناشناس قشنگ ترین جمله ای ک شنیدید و بگید
پشت یه کامیون نوشته بود وقتی بهش نگاه میکنی میلرزی عاشق شدی
فکر کنم اون شبی که به بابام گفتم ماشینشو کوبوندم تو درخت عاشقش شدم .
میگن تاریخ انقضای بالش یک یا دو ساله.
فکر کنم بعد اینکه از تاریخ انقضاش بگذره دیگه اون طرفش سرد نباشه.