منم مث خیلی از ثروتمندای معروف از صفر شروع کردم ولی متأسفانه هنوز نتونستم از صفر جلوتر برم
منو به دلیل قلقلک دادن پای بچه همسایه دستگیر کردن با اینکه بچه هنوز به دنیا نیمده بود.
داشتن کسی که هم پای دیوونه بازی های کودکانت باشه و هم به موقعش باهات حرف های منطقی و عاقلانه بزنه ، سطح بالایی از خوشبختیه
داشتم تو حموم آواز میخوندم ، بابام اومد پشت در داد زد: ممنونم پسرم ، مرسی ، صدات مثل دارو میمونه واسه من ، گفتم: مسخره میکنی؟! ، گفت: نه جدی میگم یبوستم خوب شد:|||
پدرم بهم گفت قوی باش ، یه مقطعی از زندگی هست که مجبوری سختی بکشی ، گفتم کدوم مقطع پدر؟! ، گفت از تولد تا مرگت:///
رفتم دانشگاه دیدیم پشت دانشگاه یه مزرعه ی کوچک گوجه فرنگی بود ٬ تا شروع کردم به خوردنش یه دختره داد زد: پروژه پایان ترممو نخور الاغ:///
داییم زنگ زده میگه سگم مرد ، میگم خب چیکار کنم؟! ، میگه شب میای اینجا از باغ مراقبت کنی؟!