داشتم تو حموم آواز میخوندم ، بابام اومد پشت در داد زد: ممنونم پسرم ، مرسی ، صدات مثل دارو میمونه واسه من ، گفتم: مسخره میکنی؟! ، گفت: نه جدی میگم یبوستم خوب شد:|||
پدرم بهم گفت قوی باش ، یه مقطعی از زندگی هست که مجبوری سختی بکشی ، گفتم کدوم مقطع پدر؟! ، گفت از تولد تا مرگت:///
رفتم دانشگاه دیدیم پشت دانشگاه یه مزرعه ی کوچک گوجه فرنگی بود ٬ تا شروع کردم به خوردنش یه دختره داد زد: پروژه پایان ترممو نخور الاغ:///
داییم زنگ زده میگه سگم مرد ، میگم خب چیکار کنم؟! ، میگه شب میای اینجا از باغ مراقبت کنی؟!
پول هیچوقت شعور نمیاره دوستان ، اینو کسی داری بهتون میگه که همین الان قوطی هایپشو پرت کرد تو خیابون