یجا هم رفتیم خواستگاری دختره گفت من مهریم باید سکه به اندازه سن تو باشه گفتم باشه قبوله فقط من وقتی تورو دیدم دوباره متولد شدم
کاش یه زبان مخصوص واسه مامانبزرگا بسازن که آدم بتونه بهشون حالی کنه که سیر شدیم دیگه بخدا
تا ما کوچیک بودیم بزرگا شوهر میکردن
حالا که ما بزرگ شدیم کوچیکا این چه زندگیه کوفتیه
اولین بار آدمو میبینن بعد میگن چقدر آرومی.
چیکار کنم؟ جفتک بندازم برات؟ صب کن اول بو بکشم، محیطو بشناسم بعد اونم چشم، میندازم.
هدایت شده از : ∆-𝗮𝗱𝘀