هدایت شده از ᥎ꫀᥣᥙ𝗋iᥲ
داشتم به این فکر میکردم هیچ کلمه ای توی این زندگی عزیز وجود نداره تا حسی که بهت دارمو توصیف کنه ؛ داشتم به این فکر میکردم چه جوری میتونم حسی که تو قلبمه رو بهت نشون بدم ! جوابی نداره ، بعد فهمیدم حسی که بینمونه عشقه ، چیزی که فراتر از ماده ، جسم و قدرت تکلمه منه . کاش میتونستی جای من باشی ، توی کالبد و روح من باشی تا بدونی چی میگذره تو این دل واموندم . فقط اون موقع میتونی بفهمی چه حسی بهت دارم . بیا میخوام دستاتو بگیرم به چشمات زل بزنم و دلم برای تمومه حرکاتت بره . بیا میخوام بهت بگم شدی تموم وجودم ، روحم ، قلبم ، ذهنم .
بیا میخوام بغلت کنم ، سفت ، طولانی ؛ بیا میخوام دستتو بگیرم بزارم روی قلبم حسش کنی ، حسش کنی وقتی کنارتم چقدر آرومه .
عزیز دل ِمن ، بیا تا بهت بگم هیچ چیزی قدرتمند تر از عشق نیست ، بیا تا بهت بگم یه روزی میاد که ما به خواسته هامون میرسیم ، بیا تا بهت نشون بدم ذوق اگر آدم باشه چه شکلیه ، بیا تا بهت بگم حضورت ، وجودت ، دلگرمیه و ناخودآگاه باعث میشه لبخند بزنم ، باعث میشه قلبم بخنده و بریزه .
نگات کنم و چشمام از اینهمه عشقم نسبت بهت بهتر بشه .
از کجا میدونستم دلم قراره اینطوری گیره تو بشه !
بیا تا بهت نشون بدم عشق وجود داره 💗