دل به دلدار سپردن کار هر دلدار نیست؛
من به تو جان میسپارم دل که قابل دار نیست.
قهر؟ باشد! یادگاریهایمان را پس دهیم ؛
بوسهٔ من را بیاور، بوسهٔ خود را بگیر ..
گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید. نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی، بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب می کند...
به کجا روم ز دردت؟ چه دوا کنم؟ چه چاره؟
که هزار باره خون شد جگر هزار پاره ..
خاطراتی که آدم هایش رفته اند دردناکند!
ولی خاطراتی که آدم هایش حضور دارند،
اما شبیه گذشته نیستند به مراتب دردناکتراند...