چشم از قلب شکایت کرد و گفت:
تو عاشق می شوی و من اشک میریزم
قلب گفت: تو نگاه میکنی و من درد میکشم
لااقل صدهاغزل ، دروصفِ چشمات گفتهام ؛
خاك عالم برسرت ، یكذره بااحساس باش
دخترا فقط تا یه جایی عاشقتن ، اگه خراب کنی دیگه هرکاریم کنی حسشون بهت برنمیگرده ؛ اینو وقتی از دستش بدی میفهمی
مژه بر هم نزدم آینه سان در همه عمر ..
بس که در دیدهٔ من شوق تماشای تو بود ..