تو فکر میکنی با کنایه زدنت داری منو حرص میدی ، درصورتی که من دارم فکر میکنم حتما کودکی سختی داشتی که انقدر عقده داری .
- واژه بهانه بود ؛
با بندبند ِوجودم نوشتمت ،
خواندی ، ورق زدی ،
حواست به پاورقیها نبود ! ،
من پای ِهر ورق ، عاشقت شدم :)
شاید اشتباه بود، ولی دروغ چرا، خیلی جاها از بعضی آدمها توقع داشتم؛ توقع داشتم ببینن، توقع داشتم بشنون، توقع داشتم بفهمن، توقع داشتم درک کنن.
بعضی وقت ها خیلی راحت میشه آدم ها رو کنار گذاشت ، فقط کافیه یادت بیاد حرف هایی که فکر نمیکردی هیچوقت بشنوی رو شنیدی و چیز هایی که فکر نمیکردی ببینی رو دیدی.
آدم هم میتونه دایره باشه و هم خط راست! انتخاب باتوئه که تا ابد دورِ خودت
بچرخی، یا تا بی نهایت ادامه بدی...
میگن هیچ وقت نميدونی چی داری تا وقتی که از دستش ندی. ولی من فکر می کنم همه میدونن چی دارن فقط فکر میکنن هیچ وقت از دستش نمیدن .