گاهی فکر میکنم شاید من هم در دفترِ خاطراتت، همان صفحهای باشم که ورق زدهای و حالا دیگر چیزی از آن به یاد نمیآوری.
امروز بهترین دوشنبه زندگیم بود؛
برعکس همیشه که دوشنبه ها فقط به درسای مهم میگذشت امروز فقط به خنده و مسخره بازیو آهنگ خوندن بچه ها گذشت..:)))
شازده کوچولو پرسید :
چرا آدما وقتی میفهمن بودنشون باعث دلگرمیه خودشونو ازت دریغ میکنن ؟
روباه گفت : خب بالاخره یجایی باید معلوم بشه که آدم نیستن !
قسمت جدید بامداد خمار به قدری قشنگ بود که کل تایم فیلم داشتم گریه میکردم؛آخه دختر چرا اینکارو با زندگیت،با پدر و مادرت مهمتر از همه با خودت کردی..
میگفت :همه آدمهای زندگیتون قابل .
جایگزینی نیستن ؛ حواستون باشه کی رو میرنجونین .