سوزشِ چشم من از لذت زیباییِ توست
خیره بودم به تو و پلک زدن یادم رفت
- فرامرز عربعامری | شــعر
هدایت شده از شور زندگے بر باد رفته
گفتم که بدانید، وفا، عشق، دروغ است
من تجربه کردم، به همین قبله چاخان بود!
حُسنش همه گفتند و منِ سر به هوا را
آگاه نکردند به شری که در آن بود
ویروس خطرناکتر از عشق ندیدم!
یک قاتل بالفطره اگر بود، همان بود!
هی ریشه زد ُ ریشه زد ُ ریشه کنم کرد؛
این تودهی بدخیم گمانم سرطان بود
- محمدرضانظری
کافیست مرا زمزمه کنی،
زمین شکافته شود، از آسمان سنگ ببارد
مهم نیست،
من خودم را به تو میرسانم :)