یه چیزایی نمیشه دیگه . ما هم ولش کردیم گذاشتیم که نشه ؛ شاید بعدا شد یا شاید به جاش یه چیزای دیگه ای شد ، نمیدونم ، ولی کاش میشد .
هعیییییییی زندگی
هیچوقت اونایی که دوست دارن تو نارحتی تهنا باشنو درک نکردم
لطفا تو ناراحتیام بیاین پیشم ☆ .
هیچوقت به جملهی "اگه بخواد خودش پیام میده" اعتقاد نداشتم، چون من میخواستمو پیام ندادم .
بارها میدیدم که چشمهایش قصد کشتنم را دارند ولی دیگر کجا میتوانستم اینگونه تباهی را دوست بدارم؟