سنجاق چک.
نشدن تهیونگ. زخم کهنهی قبلی هنوز حتی تسکین هم پیدا نکرده.
تسکین؟ گاهی اوقات احساس میکنم این زخم داره عفونت میکنه ته.
میدونم داستان، عاشقانه بود. خیلی سعی کردم بهش فکر نکنم ولی نشد. تمام تلاشم رو کردم که بغض لعنتیم رو کنترل کنم ولی نشد. نتونستم برای بارهزارم، امروز، تموم نشم.