هدایت شده از 𝘉𝘶𝘵 𝘸𝘩𝘺?
_من..من دیگه کم آوردم. دیگه نمیتونم.
کجای این زندگی لعنتی باید امضا کنم که من برای این سختی های کوفتی که جوری چیده میشه برام که با تبر هم نمیتونم کنارشون بزنم ساخته نشدم.
منم آدمم.
+الان داری کم میاری؟داری از بازی کنار میکشی؟
_متوجه نیستی بازی همین الانشم منو پرت کرده بیرون؟ متوجه نیستی دیگه جونی برای من نمونده؟
+اما تو همیشه امید دادی.
_کدوم فاکینگ جایی اعلام کردم من ماشین امید دهی به شمام؟
+چرا اینطوری شدی؟همه همیشه شکست میخورن.
_واقعا فکر کردی من همه ام؟واقعا فکر کردی یه آدم عادی انقدر فاکینگ تحمل داره که با این همه تاریکی که بهش تحمیل میشه بازم نورافکن باشه برای راه دیگران؟نه اشتباه نکن.
من عادی نیستم. این میزان تحمل توی هیچ بشری نمیگنجه.
+پس بذار من نورت باشم.
_که چی؟ که بازم منت سکوت و تحمل بذاری و جبران حضور بخوای؟
من اگه زندگیمم منت نگه داشتن منو سرم بذاره جوری بهش پایان میدم که آدمای داخلش یادشون بره من اصلا دلیل شروعش بودم.
و اگه سرم منت محبتت رو بذاری جوری به فنات میدم تنفر بیاد بگه لعنتی تمومش کن.
+چرا داری سر من خالی میکنی؟
_اشتباه نکن،تو سرت پره،خالی نمیشه.
باید یاد بگیری واسه ی من حرف اضافه نزنی که از کاف اش لام اش هم به تو ربطی نداره.
باید یاد بگیری وقتی دارم میگم کم آوردم کارتِ زیادت رو،رو نکنی.
نباید وقتی نمیتونی چیزی که من زندگی میکنم رو تحمل کنی حرفی از ادامه ای بزنی که یه تن زخمی نمیتونه قدمی به سمتش برداره.
یکم ادامه بده تا با حرفام جوری زخمیت کنم که بفهمی سکوت از درد یعنی چی.
دیگه هم منت حضور برام نذار که جوری از دنیای خودم و آدمای اطرافم پرتت میکنم بیرون که با التماس هم نتونی به بازی برگردی.
عـطرنـعـنــٰــاع
_من..من دیگه کم آوردم. دیگه نمیتونم. کجای این زندگی لعنتی باید امضا کنم که من برای این سختی های کوف
_واقعا فکر کردی من همه ام؟واقعا فکر کردی یه آدم عادی انقدر فاکینگ تحمل داره که با این همه تاریکی که بهش تحمیل میشه بازم نورافکن باشه برای راه دیگران؟نه اشتباه نکن.
من عادی نیستم. این میزان تحمل توی هیچ بشری نمیگنجه.
عـطرنـعـنــٰــاع
_من..من دیگه کم آوردم. دیگه نمیتونم. کجای این زندگی لعنتی باید امضا کنم که من برای این سختی های کوف
من اگه زندگیمم منت نگه داشتن منو سرم بذاره جوری بهش پایان میدم که آدمای داخلش یادشون بره من اصلا دلیل شروعش بودم.
و اگه سرم منت محبتت رو بذاری جوری به فنات میدم تنفر بیاد بگه لعنتی تمومش کن.
عـطرنـعـنــٰــاع
_من..من دیگه کم آوردم. دیگه نمیتونم. کجای این زندگی لعنتی باید امضا کنم که من برای این سختی های کوف
نباید وقتی نمیتونی چیزی که من زندگی میکنم رو تحمل کنی حرفی از ادامه ای بزنی که یه تن زخمی نمیتونه قدمی به سمتش برداره.
عـطرنـعـنــٰــاع
_من..من دیگه کم آوردم. دیگه نمیتونم. کجای این زندگی لعنتی باید امضا کنم که من برای این سختی های کوف
که بفهمی سکوت از درد یعنی چی.