eitaa logo
غرب شناسی|استاد جواهری
511 دنبال‌کننده
71 عکس
11 ویدیو
6 فایل
▫️یک دوره مختصر غرب شناسی مقدماتی ▫️آشنایی با تاریخ تمدن غرب از یونان تا مدرنیته ▫️معرفی و بررسی مکاتب فکری و فلسفی ✍️نویسنده های کانال، طلاب شرکت کننده در کلاس هستند. ادمین: @smojtabaamin
مشاهده در ایتا
دانلود
جلسه دوازدهم غرب شناسی.mp3
زمان: حجم: 18M
جلسه دوازدهم دوره ها و مکاتب قرون وسطی- کلام مسیحی خدا، تجسم، متن علل گرایش به مادی گرایی 🚦@Westernstudies
🔹 درس غرب شناسی 🔹جلسه دوازدهم 🔹استاد سید مجتبی امین جواهری 🔹موضوع: قرون وسطی، کلام مسیحی ، متن کتاب علل گرایش به مادی گرایی ✍تنظیم از: امین حسین مهدیان 🔵در این جلسه صفحه 71 تا 83 کتاب علل گرایش به مادی گری خوانده شد درمورد فضای ارتباط کلیسا با مردم و شروع تحول و ورود غرب به دوره رنسانس: ♦نقش کلیسا در مادی گری: ابتدا معنای مادی گری بیان شد که به این معناست که تمام هستی شناسی ما ماده و تغییرات آن باشد ♦ تحت عنوان مادی گری مستند نوزاد (baby) معرفی شد که در آن تغییرات مادی درون بدن نوزاد و والدین او نشان داده شده ♦علاوه بر این مستند؛ کتاب وقتی نیچه گریست هم معرفی شد که درواقع شروع روان کاوی در عصر مدرن از آنجا شروع شد 🔵 بعد از آن به این مطلب اشاره شد که کلیسا هم از نظر فکری و اعتقادی و هم از نظر عملی موجب گرایش مردم به مادی گری شد که این عامل را از دو جهت بررسی می کنیم: 1⃣نارسایی مفاهیم کلیسا درمورد الهیات: در قرون وسطی مفاهیم سبک و بچگانه ای درمورد خدا ایجاد شد مثل جسم بودن خدا که مسیحیان از بچگی با همین صورت ها بزرگ میشدند که البته این در اسلام بسیار نهی شده و این مبارزه از جهتی مخالفت با بت پرستی بوده و از جهتی مخالفت با مسیحیت البته این میل به رؤیت خدا هم از یهودیت شروع شده بود که از حضرت موسی درخواست کردند تا خدا را به آنها نشان دهد ♦نکته ی مهم این که مسیحیت در سال های ابتدایی به عنوان فرقه ی انحرافی شناخته میشد تا این که پولس تبلیغ خودش را گسترش داد و سراغ غیر یهودیان رفت که موجب شد مسیحیت دین جداگانه ای بشود 2️⃣خشونت های کلیسا: کلیسا برخی علوم دانشمندان مسیحی را داخل در اصول عقاید کرد مثل مرکزیت زمین و با مخالفان آنها برخورد میکرد که این برخورد هم تنها طرد آن شخص نبود بلکه به صورت پلیسی این مخالفت هارا در نطفه خفه میکردند این رفتارها تا قرن 19 ادامه دار بود 🚦@Westernstudies
جلسه سیزدهم غرب شناسی .mp3
زمان: حجم: 26.6M
جلسه سیزدهم دوره ها و مکاتب عوامل پیدایش عصر روشنگری 🚦@Westernstudies
🔹 غرب شناسی : دوره ها و مکاتب 🔹جلسه سیزدهم 🔹استاد سید مجتبی امین جواهری 🔹موضوع: ورود به مقدمات رنسانس ✍تنظیم از: امیر مهدی هیزجی ◼️خلاصه جلسه قبل: در جلسه قبلی نقش کلیسا در مادی گرایی بررسی شد که در آن جا ۲ عامل کلی برای نقش کلیسا در مادی گرا شدن مردم بیان شد :۱.نارسایی مفاهیم در مورد الهیات. ۲.خشونت های کلیسا ◾️عوامل ظهور دوره رنسانس ▪️مقدمه: شروع دوره رنسانس از قرن ۱۴ م بوده و تا اواخر قرن ۱۷ م ادامه داشته . واژه رنسانس اصطلاحی است فرانسوی که به معنای نوزایی است و فلسفه نامگذاری اش را این دانسته اند که پایه گذاران این دوره اعتقاد به ظهور دوره جدید و خروج از فلسفه اسکولاستیک و مدرسی را دارا هستند و در نتیجه منجر به ظهور دوره جدیدی شد که حیات بشر را دستخوش تغییر قرار داد 🔸۴ دسته عامل در ظهور رنسانس : ۱.عوامل علمی ۲.عوامل فرهنگی ۳.اجتماعی سیاسی ۴.عوامل فکری و فلسفی 💬نکته:‌ عصر رنسانس مرکب از این عوامل است و این موارد در همدیگر اثرگذار هستند 🔸بررسی مجزای عوامل 🔺۱.عوامل علمی ۱.۱.نهضت ترجمه از آثار مسلمین: در قرن ۱۲ و ۱۳ اتفاق افتاد و در نتیجه باب یکسری از علوم را برای غربی ها باز کرد چون تنها منبعشان همان فلسفه اسکولاستیک و مدرسی بود. ۲.۱.فلسفه اسکولاستیک: از این جهت از زمره عوامل شمرده میشود که فشار و رفتار کلیسا منجر به این شد که اعمالشان نتیجه عکس دهد‌. ۳.۱.نهضت علمی اکتشافات و اختراعات : _صنعت چاپ: نتیجه اش خروج کتب از کتابخانه ها و انتقال دانش بود. _دریانوردی: اضافه شدن مواردی به کشتی ها برای پیشرفته تر شدن و در نتیجه بیشتر ماندن بر سطح آب _تلسکوپ: تا قبل از تلسکوپ تحلیل های نجومی صرفا متوقف بر محسابات ریاضی یا چشمی بود. _باروت : سازماندهی کردن آن و قراردادن آن جزو سلاح های ارتش. 🔺۲.عوامل فرهنگی:جنبش های ادبی و هنری که در جلسات آینده با عنوانی مجزا به این دسته عوامل پرداخته خواهد شد. 🔺۳.عوامل و تحولات اجتماعی سیاسی: ۱.۳‌‌.دادگاه های تفتیش عقاید ۲.۳.ظلم پادشاهان ۳.۳.سست شدن نظام فئودالیسم : به این دلیل که قدرت متمرکز پادشاهان و کلیسا کم شد و فشار روی کارگر ها زیاد بود. ۴.۳.پیشرفت تجارت و کشاورزی در اروپا : به دلیل دریا نوردی و تسهیل در رفت و آمد و درنتیجه افزایش صادرات و واردات. ۵.۳.ایجاد سرمایه و بانک ۶.۳.نهضت های اصلاحی دینی(پروتستان) ۷.۳.تضعیف کلیسا و نظام شورایی 🚦@Westernstudies
جلسه چهاردهم غرب شناسی .mp3
زمان: حجم: 29M
جلسه چهاردهم دوره ها و مکاتب عوامل پیدایش عصر روشنگری 🚦@Westernstudies
🔹 غرب شناسی دوره ها و مکاتب 🔹جلسه چهاردهم 🔹استاد سید مجتبی امین جواهری 🔹موضوع : ادامه عوامل در ظهور رنسانس ✍تنظیم از: امیر مهدی هیزجی ◼️خلاصه جلسه قبل: در جلسه قبلی از عواملی که تاثیر گذار بودند در شکل گیری رنسانس بحث شد که این عوامل به ۴ دسته کلی تقسیم میشدند :۱.عوامل علمی.۲.عوامل فرهنگی۳.عوامل و تحولات سیاسی اجتماعی‌ ۴.عوامل فکری فلسفی که از ۳ مورد آنها بحث شد. ◾️عامل چهارم در ظهور رنسانس 🔺عوامل فکری فلسفی: ۱.انقلاب فکری فلسفی دکارت ۲.انقلاب کوپرنیک ۳.انقلاب فکری گالیله 🔸انقلاب فکری فلسفی دکارت رنه دکارت فیلسوفی است فرانسوی که در قرن ۱۶ ب م متولد و در قرن ۱۷ ب م از دنیا رفته است . 🔸اندیشه دکارت 🔻زمینه ظهور: منشا ظهور اندیشه دکارت از شک گرایی در کلیسا آغاز شد و تفکر دکارت به گونه ای پیش رفت که دکارت منشا ظهور شک در شناخت،شناخته شد. و موج دوم شک گرایی بعد از وی آغاز شد و به نوعی سنگ بنای این عقیده را دکارت پایه ریزی کرد. شک دکارت : دکارت پس از شک در کلیسا کم کم به همه چیز شک میکند و نمیتواند حقیقتی را برای اشیاء درک کند و واقعی برای آن ها پیدا کند. 💬نکته: دکارت حتی با وجود اینکه در طبیعیات دست داشته نتوانسته وجودی برای طبیعت درک کند و ارتباط حسی را نمیتوانسته منشا شناخت بنامد و حس باعث نمیشود که ما حقیقت اشیاء را درک کنیم چون حقیقت برای عقل است . و در معقولات هم نمیتوانسته به بدیهیات برسد چرا که هیچ محتوایی ندارد که شک در آن نباشد. 🔻سرانجام فکر دکارت : سپس به این نتیجه میرسد که تنها چیزی که نمیتواند در آن شک کند خود شکش است و به این نتیجه رسید که "من شک میکنم پس هستم" و با همین پایه شناخت را بنا گذاشت و واقعیت را فرع اندیشه دانست و با همین تفکر چیز های دیگر را ثابت کرد و به مسیحیت رسید. 🔻سوء استفاده از تفکر دکارت : هر چند خود دکارت از این تفکر به نتیجه درستی رسید ولی همین مبنا پایه بسیاری از عقائد دیگر شد و به نحوی فلسفه را به قبل و بعد از این مبنا تقسیم کرد . چرا که قبل از دکارت و از زمان ارسطو این شناخت بود که فرع واقعیت بود ‌. و بعد از دکارت آمدند و گفتند که حالا که واقعیت فرع شناخت است ما باید اول بفهمیم معرفت چیست که واقع را از آن بفهمیم و مسیر فلسفه تا قبل از این تفکر هستی شناسی بود ولی حالا تبدیل شد به معرفت شناسی و ملاک هستی شد خود انسان . 🔻نتیجه : نتیجه تفکرات دکارت این شد که عده ای پس از او آمدند و گفتند هر کس با نظر خودش به واقع میرسد و این شد منشا پلورالیزم و پایه های امانیسم هم از این اندیشه شکل میگیرد چرا که آن ها انسان را محور عالم قرار میدهند. و مبحث نسبیت اخلاق راسل هم که خوب یا بد بودن و خاصیت شیء را نسبت میدهد به مواجهه انسان و نسبتی که با آن شیء دارد را هم این مبنا پایه ریزی کرد . 🚦@Westernstudies
جلسه پانزدهم غرب شناسی.mp3
زمان: حجم: 29.6M
جلسه پانزدهم دوره ها و مکاتب دکارت و تأثیر اندیشه فلسفی او بر آینده فلسفه 🚦@Westernstudies
🔹 غرب شناسی دوره ها و مکاتب 🔹استاد سید مجتبی امین جواهری 🔹جلسه پانزدهم 🔹عنوان: دکارت و تاثیر او بر آینده فلسفه غرب ✍تنظیم از: حسن احمدی منش 🔸. بخش هایی از کتاب «تفکر فلسفی غرب از نظر استاد مطهری» خوانده شد و در این زمینه آدرس هایی داده شد، آشنایی با قرآن/ جلد1، مجموعه آثار/ جلد13/ صفحه 345، 346 و شناخت بر قرآن/149،150. 🔸. دکارت ابتدا به سراغ ابزارهای شناخت رفت و آنان را بررسی نمود، لکن دید همه جیز قابل مناقشه و لغزان است، ولی در این میان به یک مطلبی پی برد و یافت که در اینکه شک میکند نمی تواند شک نماید و وسط زمین و آسمان یک سخره ای برای تکیه پیدا نمود. در این هنگام یک استدلالی بدست آورد: من شک می کنم پس هستم. پس از آن تمام معارف را بر پایه این استدلال ثابت نمود. نظر وی این درباره مسحیت اینگونه بود: من هم اکنون فقط به دین مسحیت علم دارم و طبق علمئ من مسیحیت بهترین دین است، ولی شاید در نقطه دور افتاده ای همچون ایران، دین بهتری وجود داشته باشد. 🔸. به استدلال دکارت خدچه وارد است، زیرا هستی هر شخصی از اندیشیدن بدیهی تر است و این را از استدلال دکارت هم می‌ توان پی برد (من می اندیشم) از (ام) می توان بدین مورد پی برد چون اگر منظور فعل مطلق باشد، نمی شود به فاعل مطلق رسید. 🔸. برخی گمان کرده اند که بوعلی نیز همچون دکارت استدلال نموده است، لکن استدلال بوعلی با دکارت کاملا در تضاد هست. زیرا بوعلی این استدلال دکارت را مطرح می نماید و در ادامه اذعان به بطلان آن می نماید. 🔸. در ادامه دو شخصیت بسیار مهم آمپریسم، نام برده شدند: بارکلی و دیوید هیوم. تفکر آنها: ما از عقل نمی توانیم به معرفت واقعی و حقیقی پی ببریم و تنها از حس می‌ توانیم به معرفت برسیم، زیرا حس تنها پل ارتباط ما با خارجی است که از دسترس تخیل ما خارج است، و اثر می پذیریم. علاوه بر این مطالب آمپریسم ها اعتقاد دیگری هم دارند و می گویند درست است که تنها پل معرفتی ما حس است لکن نمی توانیم با این حس یه معرفت یقینی بالمعنی الاخص برسیم. اشکال: حس دارای خطاهای زیادی است، بعنوان مثال سراب، که ابتدا گمان می گنیم که آب است، لکن کاشف به عمل می آید که سراب بوده. جواب: خطای حس را هم با حس تشخیص می دهیم، پس حس خطا ندارد و خطا پذیر نمی باشد. 🔸. در ادامه چند کلمه مهم، بیان شد: الف، سوژه: زاویه دید. ب، سابجکت: موضوع. ج، ابجکت: پدیده علمی. 🔸. پس از دکارت دیگر معرفت یقینی در میان فلاسفه غرب از بین رفت. بعنوان مثال کانت یک جمله معروفی دارد: دکارت مرا از خواب جزم گرایی در آورد. 🚦@Westernstudies
جلسه شانزدهم غرب شناسی .mp3
زمان: حجم: 23.4M
جلسه شانزدهم دوره ها و مکاتب عبارات استاد مطهری درباره دکارت 🚦@Westernstudies
🔹 درس غرب شناسی دوره ها و مکاتب 🔹استاد سید مجتبی امین جواهری 🔹جلسه شانزدهم 🔹عنوان: عبارت های استاد مطهری درباره دکارت ✍🏻تنظیم از: حسن احمدی منش 🔹. آدرس ها: آشنایی با قرآن جلد1/ صفحه 55/ مجموعه آثار جلد13/ صفحه 345 و 346/ شناخت در قرآن/ 149 و 150/ 🔸. یکی از تیترهایی که ما را وارد در دنیای هیوم و بارکلی و امثال این دونفر می نماید این تیتر می باشد: (ارزش معلومات!) معلومات دو نوع اند: الف، معلوماتی از خارج آمده اند ب، معلوماتی که فطری و از ابتدا در ذهن وجود داشته است. مثال: انسانی که به یک شئ نگاه می کند، یکسری اطلاعاتی را از قبل دارا می باشد، و یکسری اطلاعات را نیز از طریق نگاه کردن یا حواس در ذهنش ایجاد می شود. مثلا مفهوم اندازه در خارج مصداقی ندارد و جزو معلومات قبلی ما می باشد، لکن شناخت ما از خارج از طریق مفهوم اندازه انجام می گیرد، و اشیاء را با کمیت مقایسه می نماییم. یک پزشک حس گرا که تفکر این چنینی داشته است و تنها راه شناخت را حس می دانسته است یک جمله معروفی را گفته است: من تا زمانی که چیزی را زیر تیغ جراحی، حس نکنم باور نمی نمایم. 🔸. در ادامه کتاب تفکر فلسفی غرب/ صفحه 160 و کتاب مجومعه آثار شهید مطهری/ جلد6/صفحه 485 خوانده شد. 🔸 . فرق تفکرات بایکدیگر: اگر کسی بگوید، فقط محسوسات ما را به واقع می رساند: آمپریسم اگر کسی بگوید، فقط معقولات ما را به واقع می رساند: راسیونالیسم دکارت جزو کسانی بود که عقل را مطابق واقع می دانسته است. اگر کسی معتقد باشد که هردوی عقل و حس، ما را به واقع می رساند، حرف رئالیسم و نظر اسلام را می گوید. 🔸. نکته: دکارت خودش یک دانشمند تجربه حسی بوده، لکن آنرا وسیله کشف حقیقت نمی دانسته. حسیات را صرفا وسیله ای برای گذراندن زندگی می دانسته است. 🔸 . در ادامه یکی از متفکرین، روشن فکری، که طبق تعریف استاد (سرش به تنش بیرزد) این شخص بود: آقای فروغی این شخص کتابی را تألیف نمود، به نام (سیر حکمت در اروپا). در این کتاب، آقای فروغی تفکرات مهم و باعث انقلاب فکری غرب را ترجمه نموده و صرفا آنها را توضیح داده است. نکته ای درباره روشن فکری بیان شد: طبق تعریف مقام معظم رهبری، روشن فکری در ایران، «بیمار» متولد شد. 🔸. در ادامه مطالبی درباره دکارت از کتاب، (سیر حکمت در اروپا، نوشته آقای فروغی) خوانده شد. . دکارت: من از برخی از اجسام احساس گرمی می کنم، مانند: آتش، لکن نمی توانم حکم نمایم و معنقد شوم که آتش دارای گرما است، زیرا ممکن است عصب بدن من یک خاصیتی دارد که وقتی با آتش برخورد می کند، احساس گرما می کند. 🚦@Westernstudies
جلسه هفدهم غرب شناسی.mp3
زمان: حجم: 25.5M
جلسه هفدهم دوره ها و مکاتب معرفی کتاب سیر حکمت در اروپا و مطالعه بخش دکارت توضیح نظریه هیوم و تطبیق بر متن سیرحکمت در اروپا 🚦@Westernstudies