eitaa logo
بآمن بمان
126 دنبال‌کننده
134 عکس
178 ویدیو
1 فایل
مست رویاے تو بودم کـہ مرا خواب ربود تا در آیینـہ ے چشمان‌ِتو بیـدار شــدم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ستاره‌ی خاموش
خاطراتمان را مرور کردم دستانم بوی خاکستر گرفت. انگار تمام آنچه میان ما گذشته بود، سال‌ها پیش سوخته بودو من هنوز، میان دودِ گذشته، دنبال گرمایی می‌گشتم که دیگر نبود.
یکم تغییر؟!
اگه من رفتم منو با سکوت یاد کنید. ساکت و بی‌صدا تر از هر چیز.
او درد داشت. او سکوت را به حرف ترجیح داد که سکوتش، نوازشگر زخم های دیگران و قضاوت هایشان بود. او می‌خواست رها کند و فراموش، همان فراموش‌کننده های خاطرات خوب را، خوبی را، عشق را او تلاش کرد مثل خودشان باشد، اما نشد. او دیگر خسته بود و خسته تر، نگاه بی‌صدا و مبهوتش. او نیز رها کرد هر وابستگی را؛ولی او غمگین بود، غمگین تر از آسمان ابری، غمگین تر از زوزه‌ی باد، غمگین تر از تَرَک شیشه. کسی نفهمید او را. کسی نفهمید چی بر او گذشت تا گذشت. -نگار