بگو که از غم عشقت،چگونه جان برهانم؟
چگونه این همه غم را به هر طرف بکشانم؟
بدترین شرایط وقتیه که؛
به چندتا چیز فکر میکنی، استرس چندتا چیزو داری، برای چندتا چیز عصبانی، برای چندتا چیز ناراحتی، تو فشار بدی هستی
و اما بدتر از همه ی اینا اینه که نمیدونی سختی کدومشو بکشی.
نمیدونم منظورمو میگیری یا نه؛
ولی تو یه مودی گیر کردم بین غمگین و عصبی بودن.
نمیدونم ناراحت باشم یا عصبی
نمیدونم بیخیال باشم یا اهمیت بدم
پر از حرفم، نمیدونم بگمشون یا سکوت کنم
واقعا نمیدونم.
فقط میدونم از این وضعیت خوشم نمیاد.