eitaa logo
⭕️☆بدون مرز☆⭕️
902 دنبال‌کننده
403 عکس
86 ویدیو
7 فایل
بسم اللّٰه🌱 -اینجا قراره: ¹• بدون مرز↢شاد باشے.😁 ²• بدون مرز↢یاد بگیرے. 🤓 ³• بدون مرز↢محبت کنے.🤗 ⁴• بدون مرز↢عاشق باشے.♥️ و دریک کلام↜بدون مرز↝باشے.😎✌️🏻 https://eitaa.com/joinchat/3687514207C6ccf5f3072
مشاهده در ایتا
دانلود
✍مي گويند که پسري در خانه ، خيلي شلوغ کاري کرده بود . او ، همه ي اوضاع را به هم ريخته بود. وقتي پدر وارد شد، مادر شکايت او را به پدرش کرد. پدر ، که خستگي و ناراحتي بيرون را هم داشت، شلاق را برداشت. پسر ديد امروز اوضاع خيلي خراب است، و همه ي درها هم بسته است. وقتي پدر شلاق را بالا برد ؛ پسر ديد کجا فرار کند؟ راه فراري ندارد!... خودش را به سينه ي پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد. ◑شما هم هر وقت ديديد اوضاع خراب است، به سوي خدا فرار کنيد. «وَ فِرُّوا إلي الله مِن الله» هر کجا متوحش شديد راه فرار به سوي خداست. 📚حاج محمد اسماعيل دولابي 👈بزن روی لینک و ☆بدون مرز☆ شو👇 •┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈• https://eitaa.com/joinchat/3687514207C6ccf5f3072 •┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅حتما بخون✅ 👇👇👇👇👇👇👇👇 ❇️جوابي که همه را حيرت زده کرد: پسر کوچکي بعد از بازگشت به نزد خانواده اش از آنها خواست که يک عالم دين براي او حاضرکنند تا به 3سوالي که داشت جواب بدهد. بالاخره يک عالم دين(معلم) براي ايشان پيدا کردند و بين پسربچه و عالم صحبتهاي زير رد و بدل شد؛ پسربچه: شما کي هستي؟ و آيا مي تواني به سه سوال بنده پاسخ دهي؟ معلم: من عبدالله، بنده اي از بندگان خدا هستم و به سوالات شما جواب خواهم داد، به اميد خدا. پسربچه: آيا شما مطمئني جواب خواهي داد؟ چون اکثر علما نتوانستند به سه سوال من پاسخ بدهند! معلم: تمام تلاشم را ميکنم و با کمک خدا جواب ميدهم. پسربچه: سه سوال دارم، سؤال اول: آيا در حال حاضر خداوندي وجود دارد؟ اگر وجود دارد شکل و قيافه آن را به من نشان بده؟ سؤال دوم: قضا و قدر چيست؟ سؤال سوم: اگر شيطان از آتش خلقت شده است، پس براي چي او در آخرت در آتش انداخته خواهد شد؟ چون بر ايشان تأثيري نخواهد گذاشت! معلم کشيده ي محکمي را به صورت پسربچه زد، پسربچه گفت: براي چي به من زدي و چه چيزي باعث شد که از من ناراحت و عصباني شوي؟ معلم جواب داد: من از دست شما عصباني نشدم و اين ضربه اي که به شما زدم جواب هر سه سوال شماست. پسربچه: ولي من هيچي را نفهميدم. معلم: بعد از اينکه شما را زدم چه چيزي حس کردي؟ پسربچه: حس درد بر صورتم دارم. معلم: پس آيا اعتقاد داري که درد موجود است؟ پسربچه: بله. معلم: پس آن را به من نشان بده. پسربچه: نميتوانم. معلم: اين جواب اول من بود.همگي به وجود خداوند اعتقاد داريم ولي نميتوانيم او را ببينيم. سپس اضافه کرد که آيا ديشب خواب ديدي که من تو را خواهم زد؟ پسربچه: نه. معلم: آيا گاهي به ذهنت آمد که من تو را روزي خواهم زد؟ پسربچه: نه. معلم: اين قضا و قدر بود. سپس اضافه کرد: دستي که با آن تو را زدم از چه چيزي خلق شده است؟ پسربچه: از گل. معلم: وصورت تو از چي؟ پسرپجه: باز از گل. معلم: جه چيزي حس کردي بعد از اينکه بهت زدم؟ پسربچه: حس درد داشتم. معلم: آفرين، پس ديدي چطور گل بر گل درد وارد ميکند، اين با اراده خدا انجام ميشود، پس با اينکه شيطان از آتش خلق شده، اما اگر خدا خواست اين آتش مکان دردناکي براي شيطان خواهد بود. اين چنين معلمي ميتواند نسلها را تربيت کند.💚 مطالب جذاب و کاربردی توی لینک زیر😍 بدو بیا😌😉 •••○○○●●💫⭐️💫●●○○○••• https://eitaa.com/joinchat/3687514207C6ccf5f3072 •••○○○●●💫⭐️💫●●○○○•••
🍎صبحتـون زیبـا 🌸دوستان مـهربان 🍎امیدوارم هر کجـای 🌸ایـن دنیـا که هستید 🌸زندگیتون پر برکت 🍎دلتـون مهربـون 🌸لبتـون خـنـدون 🍎و طلوع شـادیهاتـون 🌸همیشگی و پاینده باشـه 🔶بدون مرز 🏷 @Without_Border
🌺ختم صفحه‌ای قرآن🌺 🔽به نیت 1⃣فرج امام‌زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) 2⃣برآورده شدن حاجات 3⃣سلامتی بیماران 🌸اللهم عجل لولیک الفرج ┄ ✧❁👇بدون مرز👇❁✧┄ @Without_Border ┄ ✧❁👆عضو شوید👆❁✧┄
🔸عبد الله بن سنان 🔸از امام صادق(عليه‌السلام) 🔸روايت می كند كه فرمودند: 🔹به زودى شبهه‏اى به شما مى‏رسد 🔹ودر آن،بى‏نشانه آشکار وامام راهنمابمانيد 🔹و كسى از آن شبهه نجات نمى‏يابد 🔹مگر آنكه دعاى غريق را بخواند، 🔸گفتم: دعاى غريق چگونه است؟ 🔹فرمود: مى‏گويى: 🔸«يا اَلله يا رَحْمنُ يا رَحيمُ 🔸يا مُقَلِّب‏َ الْقُلوب‏ِ ثَبِّت‏ْ قَلْبى عَلى دينِك» 📚 كمال الدين و تمام النعمة ج‏۲ ص۳۵۲ ☆بدون مرز☆ شو 😉👈عضو شو👇 ╔═"═••⊰❤️⊱••═''═╗ @Without_Border ╚═-═••⊰❤️⊱••═-═╝
892.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیت الله مجتهدۍ تهرانی تلنگࢪۍ زیبا بࢪاۍ توبہ واقعۍ👀🍃 کوتاه و دلنشین📿 🕊¦⇠ ╰➤🕊|@Without_Border
گاهی خدا را صدا بزن بی آنکه بخواهی از اوگله کنی بی آنکه بگویی چرا؟ ای کاش و بی آنکه نداشتن ها و نبودن ها را به او نسبت بدهی گاهی خدا را به خاطر خدا بودنش صدا بزن ... بدون مرز محبت کن 😍👈 عضو شوید👇 •┈┈•••✾•💞🌺💞•✾•••┈┈• @Without_Border •┈┈•••✾•💞🌺💞•✾•••┈┈•
💠 قرآن و یاد مرگ 🔹 پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم: دل مانند آهن، هنگامی که آب به آنها می رسد، زنگ می زند. اصحاب پرسیدند با چه چیزی زنگارش را از بین ببریم؟ فرمود: با زیاد یاد کردن یاد مرگ و خواندن قرآن. 📚 (کنزالعمال/ج15/ص549) بدون مرز باش 😍👈 عضو بشین👇 •┈┈•••✾•💞🌺💞•✾•••┈┈• https://eitaa.com/joinchat/3687514207C6ccf5f3072 •┈┈•••✾•💞🌺💞•✾•••┈┈•
❇️‏خواننده زن فرانسوی که مسلمون شد و نقطه ی عطفش آشنایی با حضرت زهرا بوده وقتی خوانندگی‌شو گذاشت کنار گفت حس کردم این کافی نیست کشورای مختلف رفتم که همگی با یک زن مسیحی تازه مسلمون شده آشنا بشن یه یتیم خونه 50نفره هم تاسیس کرد... این یعنی تبیین به سبک زهرایے!!😍 😍بدون مرز لذت ببر😍 •┈┈•••✾•💞🌺💞•✾•••┈┈• https://eitaa.com/joinchat/3687514207C6ccf5f3072 •┈┈•••✾•💞🌺💞•✾•••┈┈•
«♥️✨» خدایا…! حالِ‌دلم‌راتکانےبدھ هم‌مۍدانے هم‌مۍبینے هم‌مۍتوانے:) 🔸 بدون مرز باش😌😉 🏷 @Without_Border
{☃❄️} ☘️ شیخ جعفر شوشتری(ره): 👈 هر وقت شـیطان وسوسہ کرد و نتوانستید حریف نفس بشوید، هفت مرتبه بگوئید: ✅ «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ ، لا حَولَ وَلا قُوَّة اِلّا بِاللهِ العَلےِّ العَظیم» 🌺وقتے این ذکر را مےگوئید، هفت ملک به کمک شما می آیند و آنہا را دفع مےکنند... 💥بارها تجربه شده است که انسان وقتے آن را مےخواند احساس قوّت مےکند. 🔸 🔸 ❇️ بدون مرز😉 🏷 @Without_Border
💠ماجرای جذاب رضا سگ باز 🌿یه لات بود تو مشهد… هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود. یه روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه. شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“ رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن…. چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه…. چند وقت بعد…. شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد… چند لحظه بعد با دستبند، رضارو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟ رضا شروع کرد به فحش دادن. (فحشای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد: ”آهای کچل با تو ام…..“ شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟“ رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار بخرم ولی با دژبان دعوام شد چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟  برید براش بخرید و بیارید….“ چمران و آقا رضا تنها بودن…. رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا فحش بهم بدی؟!  کِشیده ای، چیزی؟ شهید چمران: چرا؟ رضا: من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده…. تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و  اینطور برخورد کنه…. شهید چمران: اشتباه فکر می کنی یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنم،  نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده هِی آبرو بهم میده….. تو هم یکیو داشتی که هِی بهش بدی می کردی ولی اون بهت خوبی می کرده….. منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده و منم بهش بگم بله عزیزم…..!  تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم … رضا جا خورد!… رفت و تو سنگر نشست. آدمی که مغرور بود و زیر بار کسی نمی رفت، زار زار گریه می کرد! تو گریه هاش می گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی کردم بهم خوبی کرده؟ اذان شد. رضا اولین نماز عمرش بود. رفت وضو گرفت. سر نماز، موقع قنوت صدای گریش بلند شد! وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد. پشت سر صدای خمپاره هم صدای زمین افتادن اومد….. رضارو خدا واسه خودش جدا کرد (فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش) یه توبه و نماز واقعی…… 📚به نقل از کتاب “خاطرات شهید مصطفی چمران“ خدایا ما رو واسه خودت جدا کن😔🤲 ✨ بدون مرز🥀 🏷 @Without_Border