مَحفآ؛
امروز؟لنگ ظهر بیدار شدن/دامن دُل دُلی/رفتن و حلقه سفارش دادن/فهمیدن اینکه پسرعموم دوست دختر دارههههه
امروز؟ صبح زود بیدار شدن/مترو /عبدل اباد/غر نزدن از گرما/ترکا چه باحال حرف میزنن/فروشنده بداخلاق چیزچیز/فروشنده خوش اخلاق همسن سیاوشه سفید 🤣اراکی/شما میدونین سوق کجاس؟/برقا رفت /برقا اومد/پارچه عروسا رو قایم کردیم🤣/یاسوجی ای؟ /بپر بالا(همراه با چشمک)راحت باش(رو اون اوپنه)/شما خواهر شوهری؟ بعلهه/درست عکس بگیر دیگه خواهر شوهر خوبی باش/حسودی میکنی به داداشتااا/میخواست خواهر زادشو کنه تو پاچمون🤣 اصلا هم خوش اخلاق نبود/ حاج خانوم دخترتو نمیدی به ما؟ چند تا چندتا میخوایییی/ چادر عروسس/مترو/اون یاروی مریض /پسره که کوماندو بود ولی خیلی درونگرا بود/محیای دلقک در مترو/حموم کنیم /گزارش نصیحت تو بهخوان/ اماده شیم /دامن گل گلی/بریم تئاتر/مترو /دیرمون نشهه/دیر نشد/بچهها شال؟ نیاوردم . باید بیاری . ایشالا دفعه بعد/تئاتر ماهی بلژیکی/کاظم سیاحی/خیلی خیلی خفن بود
اولین تجربه من از تئاتر
تئاتر ماهی بلژیکی رفتم.
واقعا دوسش داشتم یخورد اضطراب اجتماعیم زد بالا بخاطر شلوغ بودم و وسطاش خسته شدم چون سرم درد میکرد ولی با این وجود خفن بود . نمایشنامه واقعا خوب بازیگرا خوب نورپردازی و صحنه خفن.اولش گفتم که پیرمرد خودشو تو دختر بچه پیدا میکنه و واقعا همین بود دلیل پس زدنش بخاطر این بود که نمیتونست خودشو قبول کنه وبه جنون رسید...
داستان راجب پیرمردی بود که یه دختر غیر طبیعی رو میاره پیش خودش چون والد دختره فوت میکنن و مرده هم خودش غیر طبیعی بود..
البته غیر طبیعی طبیعی هم نه
واقعا عاشق تئاتر میشم شاید خیلی خیلی خوب بودد.
۲شهریور۱۴۰۵ تهران
#تیکه_دلی