eitaa logo
کلکسیـون واژه‌های مُـرده.
507 دنبال‌کننده
38 عکس
1 ویدیو
0 فایل
‌🕯🪦 ‌ "روایتِ‌مرگبارِحقیقت‌درگورستانِ‌کلماتِ‌فراموش‌شده. اینجا جای واژه‌ها رو تنِ زخمیِ کاغذ درد می‌کنه." مرا ببخشید اگر نوشته‌هایم بوی خون می‌دهند...🖤 _ کپی؟ نه، دستات‌ خونی‌ میشه. 🩸
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ تمام آدم‌های زندگی‌ام را، به سطل زباله‌ی سر کوچه انتقال دادم. در راه بازگشت یادم آمد که کلید زندگی‌ام را جا گذاشتم. حالا پشت در نشسته‌ام؛ کسی هم نیست که در را برایم باز کند. _اِچ. Ꞌꞌ ☠️𝑾𝒐𝒓𝒅𝒔𝑪𝒐𝒍𝒍𝒆𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏Ꞌꞌ
+500 🩶 هیچکس قرار نبود اینجا بمونه؛ اما شما موندین، کنار واژه‌هایی که یادشون رفته بود چطور باید خونده بشن.
آخرین پرنده را هم رها کردم؛ اما هنوز غمگینم. چیزی در این قفسِ خالی هست که آزاد نمی‌شود...
منُ سنگینیِ این شب میکنه خفه بدون! جای خالیت شده تو دلم، ی لخته‌ی خون...
اتفاقا ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه نیست، هرچیزی به وقتش قشنگه. از وقتش که بگذره دیگه بودن و نبودنش فرقی نداره، درواقع از وقتش که بگذره دیگه مهم نیست. _اِچ.
‌ اگر حتی کسی صدایش را بالا می‌برد ناخودآگاه کفری می‌شدم. سروصدا تقریبا برایم تحمل‌ناپذیرتر از هرچیزی‌ست؛ صدای آدم‌هایی که دارند غذا سفارش می‌دهند، صدای خندیدن بچه‌ها، صدای ورور کردن زنان؛ از همه‌ی این‌ها متنفر بودم. _کیم یونگ–ها ‌ Ꞌꞌ ☠️𝑾𝒐𝒓𝒅𝒔𝑪𝒐𝒍𝒍𝒆𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏Ꞌꞌ
از آدمای شهر بیزارم چون با یکیشون خاطره دارم...
هر چیزی که دیرتر از زمانش برسد، دیگر معنایی ندارد. بعد از مردن من، گل‌ها را دور بیاندازید؛ سنگ‌های قبر چیزی از دلتنگی نمی‌دانند.