eitaa logo
کلکسیـون واژه‌های مُـرده.
507 دنبال‌کننده
38 عکس
1 ویدیو
0 فایل
‌🕯🪦 ‌ "روایتِ‌مرگبارِحقیقت‌درگورستانِ‌کلماتِ‌فراموش‌شده. اینجا جای واژه‌ها رو تنِ زخمیِ کاغذ درد می‌کنه." مرا ببخشید اگر نوشته‌هایم بوی خون می‌دهند...🖤 _ کپی؟ نه، دستات‌ خونی‌ میشه. 🩸
مشاهده در ایتا
دانلود
هر چیزی که دیرتر از زمانش برسد، دیگر معنایی ندارد. بعد از مردن من، گل‌ها را دور بیاندازید؛ سنگ‌های قبر چیزی از دلتنگی نمی‌دانند.
‌ دوست داشتنت همچون خون‌ریزی داخلی بود، بدون اینکه کسی ببیند، مرا از درون کشت. _اِچ. Ꞌꞌ ☠️𝑾𝒐𝒓𝒅𝒔𝑪𝒐𝒍𝒍𝒆𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏Ꞌꞌ
شده آیا که غمی، ریشه به جانت بزند؟
‌ از پنجره بوی سوختگی می‌آید؛ انگار همین حوالی، یک نفر تمام گذشته‌اش را آتش زده... جنگلی را سوزانده، که یک درخت را فراموش کند... ‌
‌ حس آدم به سرودن شعرهایی که هیچ‌کس نمی‌خواند با حس آدم به ارتکاب قتل‌هایی که هیچ‌کس بویی از آن‌ها نمی‌برد، آن‌چنان فرقی ندارد. _کیم یونگ–ها ‌ Ꞌꞌ ☠️𝑾𝒐𝒓𝒅𝒔𝑪𝒐𝒍𝒍𝒆𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏Ꞌꞌ
‌ می‌نویسم برای تو؛ برای قلب شکسته‌ای که در سینه‌ات می‌تپد، برای غم که چون حیوان درنده‌ای در جنگل چشمانت جولان می‌دهد. می‌نویسم برای دردی که به خیالت درمان ندارد و حرف‌هایی که بیشتر از بغض گلویت را می‌فشارد... و می‌نویسم از فرداها؛ از قلبی که تیمارش خواهم کرد و غمی که به انتقام به زیر خاک خواهم فرستاد. از دردی که به جان آن که رنجاندت خواهم انداخت و واژه‌هایی که به جای تو همچون پتک بر سرشان خواهم کوبید. سپس به صرف یک فنجان چای به تماشای اندوهشان خواهیم نشست... _اِچ. Ꞌꞌ ☠️𝑾𝒐𝒓𝒅𝒔𝑪𝒐𝒍𝒍𝒆𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏Ꞌꞌ
اگر در سرم افعی هم می‌پروراندم، نیش‌هایشان با من اینگونه نمی‌کرد که افکارم می‌کنند...
‌با تو می‌خواستم به جاهای دوری سفر کنم؛ به شهرهایی که نرفته‌ام، به دریاهایی که نپیموده‌ام، به دشت‌هایی که ندیده‌ام... ولی حالا در اتاقم نشسته‌ام و می‌نویسم و آنقدر سنگین شده‌ام که هیچ قطاری، نمی‌تواند اندوهم را جابجا کند.