eitaa logo
کلکسیـون واژه‌های مُـرده.
507 دنبال‌کننده
38 عکس
1 ویدیو
0 فایل
‌🕯🪦 ‌ "روایتِ‌مرگبارِحقیقت‌درگورستانِ‌کلماتِ‌فراموش‌شده. اینجا جای واژه‌ها رو تنِ زخمیِ کاغذ درد می‌کنه." مرا ببخشید اگر نوشته‌هایم بوی خون می‌دهند...🖤 _ کپی؟ نه، دستات‌ خونی‌ میشه. 🩸
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر در سرم افعی هم می‌پروراندم، نیش‌هایشان با من اینگونه نمی‌کرد که افکارم می‌کنند...
‌با تو می‌خواستم به جاهای دوری سفر کنم؛ به شهرهایی که نرفته‌ام، به دریاهایی که نپیموده‌ام، به دشت‌هایی که ندیده‌ام... ولی حالا در اتاقم نشسته‌ام و می‌نویسم و آنقدر سنگین شده‌ام که هیچ قطاری، نمی‌تواند اندوهم را جابجا کند.
حتی دشمن باشکوهی هم نیستید؛ اوباش هستید؛ بی سر و پا، بی قید و بند، بی‌رحم و بی‌افتخار.
‌ از میان نوشته‌ها تنها آن را دوست دارم که با خون خود نوشته باشد. با خون بنویس تا دریابی که خون جان است. کار آسانی نیست دریافتن خون بیگانه. از سرسری خوانان بیزارم. _نیچه ‌ Ꞌꞌ ☠️𝑾𝒐𝒓𝒅𝒔𝑪𝒐𝒍𝒍𝒆𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏Ꞌꞌ
زندگی خنده‌کنان شاهد جان کندن ماست...
آخر از سمتی سقوط کردم، که بهش تکیه میکردم...
‌ از طنابِ پوسیده‌ی افکارم بالا می‌روم... و به این می‌اندیشم که اگر روزی این طناب پاره شود، کسی از سقوط من خواهد ترسید؟ _اِچ. Ꞌꞌ ☠️𝑾𝒐𝒓𝒅𝒔𝑪𝒐𝒍𝒍𝒆𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏Ꞌꞌ
و در پایان آنچه که درباره‌ی خودم می‌توانم بگویم این است که؛ در دلم فریاد بود، در نگاهم اشک، در گلویم بغض، اما بلندتر از همه می‌خندیدم...