از طنابِ پوسیدهی افکارم بالا میروم...
و به این میاندیشم که
اگر روزی این طناب پاره شود،
کسی از سقوط من خواهد ترسید؟
_اِچ.
Ꞌꞌ ☠️𝑾𝒐𝒓𝒅𝒔𝑪𝒐𝒍𝒍𝒆𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏Ꞌꞌ
و در پایان آنچه که دربارهی خودم میتوانم بگویم این است که؛ در دلم فریاد بود، در نگاهم اشک، در گلویم بغض، اما بلندتر از همه میخندیدم...
_جغدها آمدهاند ما را ببرند.
#کالبد_شکافی_کتاب
Ꞌꞌ ☠️𝑾𝒐𝒓𝒅𝒔𝑪𝒐𝒍𝒍𝒆𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏Ꞌꞌ