هدایت شده از تونگ تونگ تونگ صحور (روبه موت)
هدایت شده از تونگ تونگ تونگ صحور (روبه موت)
------------------------.mp3.aac
حجم:
3M
اینم mother mother ـه
هدایت شده از 𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
کراس فقط سرش را تکان داد و سپس از جایش بلند شد.
"میرم یه چیزی بیارم بخوری، بعید میدونم طی اون چند ساعت چیزی بهت داده باشن. وقتی کیلر آوردت وضعیت خوبی نداشتی"
و با گفتن این جملات از اتاق بیرون رفت و در را هم پشت سرش بست.
به وضوح میتوانی بگویی ممنونی که چنین هیولایی مراقبت تو است، شخصیت و احساساتش، همه چیز نرمال بنظر میرسد!
برای چند ثانیه دیگر اتاقش را از نظر گذراندی
و خب، میتوانی بگویی قطعا شخصیت منظمی دارد! مثل یک شوالیه یا حداقل نظامی...
شانه هایت را گرفتی و به آرامی نوازش کردی. زندگی عجیبی داری، گاهی غیرقابل تحمل گاهی هم نه. شاید بعدا سرنوشتت را برای اینجا پذیرفتی شاید هم موفق شدی فرار کنی....
شاید هم چیز های دیگر، فعلا آینده برای تو در هاله ای از ابهام قرار دارد.
چیزی استخوانی و سرد روی انگشتانت که روی شانه ات میکشیدی برخورد کرد
قبل از اینکه صدایت از گلو بیرون بیاید دستی جلویش را گرفت. قلب ات با صدای بلند در گوش هایت میکوبید، سر ات را چرخاندی تا این مهمان ناخوانده را ببینی. پارچه چرمی دستکش به لب هایت کشیده شد
اسکلت انگشت دست آزادش را به علامت سکوت روی لبخندش گذاشت
"شششش آرومت بگیره خانم کوچولو، منم~!"
این "منم" از هر تهدید دیگری برایت بدتر جلوه کرد، چون کسی که خودش را "منم" خطاب میکند همین دردسر ساز بزرگ است
کیلر.
او دستش را از روی دهانت عقب کشید و به نشانه تسلیم در هوا تکان داد
"نمیخواد اونطوری نگاهم کنی! قول میدم گازت نگیرم!"
حتی فکر کردن بهش هم دردناک محسوب میشد. انگشت هایت را درهم تنیدی و با اخم هایی که ناخودآگاه درهم فرو رفته بودند به او خیره شدی. همین باعث شد که او بلند بلند قهقه بزند، انگار نه انگار که همین چند ثانیه پیش میخواست در سکوت جلوی جیغ کشیدنت را بگیرد
"فقط به اون قیافه نگاه کن!!!! خیلی بامزه است!!!"
و از خنده خم شد و شکم اش را گرفت.
او... خیلی عجیب و غریب است. شبیه کسی است که میتواند به زمین و زمانه بخندد...!
بلاخره خنده اش را تمام و اشک خیالی را از گوشه چشم اش پاک کرد. انگار که بلاخره فرصتش را گیر آورده باشد با دقت تمام ظاهر ات را ور انداز و زمزمه ای سر داد
"خیلی وقت بود آدم ندیده بودم....!"
کمی به اطراف خم شد و دستش را زیر چانه اش کشید؛ اما قبل از اینکه حتی یک کلمه دیگر را هم ادا کند صدای در باعث شد تو سرت را بچرخانی
"اینجا چیکار میکنی؟"
در یه ثانیه، کراس با دست آزادش چاقوی بزرگی را ظاهر کرد و به سوی همتای دیگرش نشانه گرفت، درحالی که کیلر فقط بیشتر خندید
"همیشه عاشق این چاقوی خوشگلت بودم رفیق!"
#au_undertale
هدایت شده از ₐ cᵤₚ ₒf cₒffₑₑ ☕
به جای کپی از دیگران یکم خلاقیت داشته باشید و ایده ی ملت رو ندزدین
هدایت شده از ₐ cᵤₚ ₒf cₒffₑₑ ☕
محض اطلاعت اگه کسی بهت چیزی نمیگه به این خاطر نیست که نفهمیده فقط دنبال بحث و حاشیه راه انداختن نیست