احساسم این بود که شِکوهکردن نزد انسانها کاملا بیهوده است، پس بیآنکه از واقعیات جیزی بگویم، تنها تحمل کردم و دلقک بازی را ادامه دادم.
زوالبشری|دازایاوسامو
یادمه یجا بود که میگفت: همیشه به درد و دلاشون گوش میدم تا ناراحت نباشن، خالی شن و خوشحال باشن، اونموقع منو دوست خواهند داشت و دیگه منو پس نخواهند زد، اونموقع شاید یه وقتی برای من هم باشه.