هدایت شده از ( 💜🙏🏻صبور باشید )
💬 تجربه لاغری اعضاء با طب سنتی :
سلام، من بهرام ۴۵ سالهام، اهل شیراز.
شکمم خیلی بزرگ شده بود، دور کمرم ۱۱۲ بود و هر رژیم و قرصی رو امتحان کردم آب نشد. حتی بالا رفتن از پله برام عذاب بود و شبها خروپفم بیدارم میکرد.
یه شب تو ایتا کانال استاد احسانیان رو دیدم. دستوراتشونو اجرا کردم باورم نمیشه بعد از ۲ ماه ۱۵ کیلو کم کردم و دور کمرم رسیده ۹۹ !
لباسام همه گشاد شده، حالم یه دنیا بهتره.🙏
دمتون گرم استاد..خیلی دوستتون دارم❤️
مشاهده تجربه های بیشتر + راه درمان👇
https://eitaa.com/joinchat/2544959632C431da444a7
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نذار خانواده شوهرت بفهمن تو این کانال عضوی😬😏❌
یواشکی کارتوبکن😜🙂
به زندگیت ی رنگ دیگه بده😋🥹
اینجا میگه چه جوری #کدبانوشی که همه😌
به ؛ بَهبَه و چَهچَه بیوفتن😉🤗👇
https://eitaa.com/joinchat/775094741C26f99dea35
مادرشوهرت حیرت میکنه🤗🥰🫰
https://eitaa.com/joinchat/775094741C26f99dea35
خانومی بدو بیا جانمونی از آموزشها🥰
هدایت شده از ( 💜🙏🏻صبور باشید )
من حاضر بودم هر کاری توی خونه عمو بکنم ،حاضر بودم رخت و لباس زن عمو و بچه هاش رو هم بشورم ...اگه ..🥺💔🏡
ادامه ماجرا رو اینجا بخون👇
https://eitaa.com/joinchat/775094741C26f99dea35
داستان دلانه فردوس سنجاق کانالِ🌼
هدایت شده از ( 💜🙏🏻صبور باشید )
میگویند بعضی زیباییها موهبت نیستند؛ نفرینیاند که سرنوشت بر دوش صاحبشان میگذارد...
ماهگل، دختر زیبای روستایی، آنقدر دلربا بود که خانوادهاش از ترس نگاههای هوسآلود مردم، او را پشت دیوارهای خانه پنهان کرده بودند. سهم او از دنیا، پنجرهای کوچک، حیاطی خاموش و آسمانی بود که هر شب ماهش را در آغوش میگرفت.
ماه، تنها همدم شبهایش بود... زیرا بهزاد، پسرعمویش و تنها عشق زندگیاش، هنگام رفتن دستهایش را فشرده و با لبخندی پر از امید گفته بود: «هر شب به ماه نگاه کن... هر جا باشم، همان ماه بالای سر من هم هست. خیلی زود برمیگردم.»از آن شب به بعد، ماهگل هر غروب منتظر بهزاد بود . اما روزگار، همیشه برای عاشقان مهربان نیست...
برای خواندن ادامه داستان روی لینک زیر بزنید👇🏻⭕️
https://eitaa.com/joinchat/1478230920C28f5f5e3ab