eitaa logo
𝗪𝗼𝗿𝗹𝗱 𝗺𝗲𝗺𝗲 | 𝗪𝗠
11هزار دنبال‌کننده
652 عکس
7هزار ویدیو
0 فایل
𝐶𝑜𝑙𝑙𝑒𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛 ↓ - @Shadow_Channels _______________________ ســـــلامـــ ایــــنجا ورلــــــد میـــمِ💘 - دنـــیایـــی کــه با میـــم ساختـــه شــده🌏🌹 - 𝗢𝘄𝗻𝗲𝗿 → #SB - 𝗔𝗱𝘀 → @Shadow_Ads - 𝗚𝗮𝗽 → @Sh_Group
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ✨دعای حضرت جبرئیل برای حاجت و ازدواج جبرئیل به پیامبر(ص) گفت این دعا را به احدی یاد نده مگر خوبان امت خود ... چون در حکم خدا جاری شده که هرکس یک‌بار آنرا بخواند مستجاب شود👇 https://eitaa.com/joinchat/3200189071Cc99e7b40d9 مشاهده دعا
هدایت شده از مسجد حضرت قائم(عج)
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏮این مورد خیریه خیلی اگه دلش رو ندارید ویدیو رو نبینید! پدر از دنیا رفته و فقط مادر پیری دارن در حالیکه هر سه پسر خانواده و هستن! کنار خیابان و توی چادر زندگی می‌کردن تا اینکه همسایه‌ها و چندتا خیر دستشون رو گرفتن و خونه براشون گرفتن؛ اما خونه خالیه و وسایل اولیه زندگی رو هم نداره داریم از این دردناک‌تر؟ بیایید این بار ما دست این خانواده رو بگیریم و حداقل یک زندگی ساده برا‌شون بسازیم. 🤍 نیت کنید تا اگه خدا خواست و مبلغ جمع شد، مازادش خرج فرهنگی، معرفی و سایر هزینه‌های خیریه بشه؛ امور خیریه مسجد حضرت قائم(عج)👇 ●
6037997599856011
900170000000107026251004
🏮اطلاعات بیشتر: @mehr_baraan
هدایت شده از ( 💜🙏🏻صبور باشید )
🏮سامانه‌ی پرداخت آنلاین در پیامرسان بله:👇 https://ble.ir/Mehr_ghaem_bot?start= https://ble.ir/Mehr_ghaem_bot?start= یکی از معتبرترین خیریه‌های مناطق محروم کشور؛ مجموعه‌ و مسجد حضرت قائم(عج) هست؛ که میتونید از طریق لینک بالا در مسیر امن پرداخت آنلاین داشته باشید.
هدایت شده از ( 💜🙏🏻صبور باشید )
معصومه دختری که توی یه خانوادهٔ فوق‌العاده متعصب در قم به دنیا اومده، از اون خانواده‌هایی که سرِ کوچک‌ترین اشتباه، آدم رو به باد کتک می‌گرفتن. یک روز خانواده‌ش تصمیم گرفتن مهاجرت کنن به تهران. داداش‌های معصومه که نگران بودن توی شهر بزرگ تهران نتونن کنترلش کنن، اصرار داشتن هر‌طور شده شوهرش بدن؛ اما هرچی گشتن گزینه‌ای پیدا نکردن و ناچار شدن معصومه رو هم با خودشون ببرن. بعد از نقل‌مکان به تهران، معصومه گیر داد که می‌خواد درس بخونه. با هر سختی و التماسی که بود بالاخره باباش رو راضی کرد، و با هزار تا شرط و سخت‌گیری راهی مدرسه شد. توی مسیر رفت‌وبرگشت به مدرسه، هر روز پسری رو داخل یه داروخونه می‌دید و رفته‌رفته دلش پیش اون گیر کرد. کم‌کم متوجه شد که پسره هم بهش بی‌توجه نیست و رابطه‌شون در حد یه سلام و علیک گرم شد؛ تا این‌که یک روز، داداش کوچیک‌تر معصومه اون دوتا رو با هم دید و معصومه رو......😭😭😭 برا خواندن ادامه‌ی داستان بزن رو لینک👇 https://eitaa.com/joinchat/1603012294Cf02cefaaf2
هدایت شده از ( 🧡🙏🏻صبور باشید )
تا کی قراره خودت دنبال مشتری بدوی؟ 😐 اگر نباشی فروش می‌خوابه، اگر تبلیغ نکنی مشتری نمیاد، و اگر بازار خراب بشه درآمدت سقوط می‌کنه… این یعنی کسب‌وکارت برای رشد ساخته نشده. 🎁 راه اصلاحش رو رایگان ببین👇 https://salescoaching.ir/form?utm_source=eitaa