هدایت شده از تبلیغات ( صبور باشید )
تجربه ازدواج اشتباه در ۱۳ سالگی ♨️ :
سلام ممنون از کانال خوبتون منم میخوام از تجربه ازدواج خودم توی ۱۳ سالگی بگم و داستان از اینجایی شروع شد که ما رفت آمد زیادی با فامیل داشتیم و پسرخاله مامانم که منو دیده بود اومد خواستگاری و به ظاهر همه چیز خوب بود تا اینکه بعد عقدمون متوجه این شدم این آقا میخواد دور از چشم من . . . 😓
😭ادامه تجربه این دختر عزیزمون . . .👉🏻
هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
🏘🏘 کجای ایران بهتر از شمال میتونی ویلا یا ملک بخری ⁉️
ویلاهای ساحلی و جنگلی در بهترین نقاط * مازندران زیبا* 🏡🏡
شششراییط پردداااااااخت در بلنددددد مدددددددددددت }}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}
پشتیانی مجموعه املاک آرژانتین 📩📩
مهندس چمن آرا
بهترین شرایط ●● سرمایه گذاری در 405
برای مشاوره و بازدید لینک زیر را کلیک کنید ❤️
https://eitaa.com/joinchat/1130104197Ca18b10f5bf
هدایت شده از ( 💜🙏🏻صبور باشید )
⛔📣🔥⛔ووووووووووویلاهایی رویایی با طراحی بینظیر‼️
. در طبیعت زیبای مازندران..
👈 اینـجــا بــا هــر بودجــه ای کـه داریــن ؛
میتونیــد صــاحــب ویــلا بشــیــد 🏡
#ســاحــلی 〰 #جنــگــلی 〰 #ویــو_عــالــی🏞
👈فروش اقساطیِ بلنددد مدت داریم‼️
برای مشاهده جزئیات و قیمت کلیک کن👇
https://eitaa.com/joinchat/1130104197Ca18b10f5bf
⚜دارای بیشتــرین فایــل منطقــه‼️👆
هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
یه کانال طنز هست به نام خاطرات متاهلها که متاهل ها میان و خاطرات بامزه و خنده داری که تو خونه براشون میوفته رو اینجا تعریف میکنن از عکس پروفایلش میتونید حدس بزنید چه محتوای باحالی داره 😝
کانالشون خیلی خنده داره حتما عضوش بشید 👇
https://eitaa.com/joinchat/1709966575Cb567a13609
هدایت شده از ( 💜🙏🏻صبور باشید )
🔴 دوره ۴ میلیونی هوش مصنوعی #رایگان شد😍
----------------------------------------
در ۲ جلسه آنلاین،هوش مصنوعی👇
🔶 از تو خونه، بدون سرمایه درآمد بساز
🔶 ساخت عکس و انیمیشن
🔶 کنار شغلت، یه درآمد دوم راه بنداز
🔺 فقط با گوشی و هوش مصنوعی🔹
🌹 این دوره رو #رایگان مهمان من هستید 👇
https://formafzar.com/form/xpl8y
⚠️دوره ظرفیت زود تکمیل میشه جا نمونید!🙏👌
هدایت شده از گسترده امید
شوهرم عاشقم بود و همیشه میگفت اصلا براش مهم نیست که من نمیتونم بچهدار بشم اما بعد از ازدواجمون اونقدر خانوادهاش منو تحقیر کردن و جلوی شوهرم کوچیکم کردن تا دلش رو زد و گفت باید رضایت بدم زن دوم بگیره! با اینکه رضایت دادم اما هووم شرط کرد باید شوهرم منو طلاق بده، از سر ترحم بهم اجازه داد تو خونش بمونم و خدمتکار زن جدیدش باشم چند ماهی گذشت و شوهرم جشن بزرگی برای تولد هووم گرفت، نمیتونستم تحمل کنم و برای همین توی اتاقم موندم که یهو در باز شد و شوهرم وارد اتاق شد، سریع یه پارچه روی موهام کشیدم و گفتم: - شما دیگه نسبتی با من نداری لطفا از اتاقم برو بیرون. از راه رفتنش معلوم بود حالش خوب نیست و با تکیه به دیوار غمگین گفت: - خودم خطبه رو میخونم محرمم بشی بپوش تحمل ندارم بیشتر از این ازت دور باشم... دلم تنگته نیلماه.
https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44