هدایت شده از تبلیغات ( صبور باشید )
_سلام ادمین کاشکی یه کانال میذاشتین که بچههای تو کانال هر کسی هرچی میخره بیاد تجربه اش رو بگه مثلا این خوبه یا نه؟ اینو نخرید به این دلیل یا بخرید به این دلیل همه باهم مشورت میکردیم خیلی خوب میشد🫣😰
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
+اتفاقا کانال دوستم همینجوریه مردم تا تجربه کباب خوردنشون که خوب بوده یا نه تا خوشبو کننده هوا که چه برندی خوبه یا نه رو میزارن😂 بهش میگن کانال بیکارا 🤣
لینکشو میزارم تو کانال هر کدوم خواستین استفاده کنید☺️🥺
https://eitaa.com/joinchat/2695364667Cf4ecfa274c
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
🏺 تعدادی سرویس پذیرایی زنجان 🏺
📦 بهعلت نداشتن کارتن حراج شدند👉
شروع قیمت از ۵۳۹۰(انصافا مفته)
کارهای تک هم هست که از ۸۹۰ شروع میشه👇
https://eitaa.com/joinchat/3075605000Cf4b4e23f3f
تخفیف سنگین فقط بدلیل نداشتن کارتن☝️
هدایت شده از تبلیغات ( صبور باشید )
این #ظروف_مسی هست که تو اینستا میبینی و حسرت میخوری😅
اینجا میتونی همهشونو با نصف قیمت واقعیشون پیدا کنی ✨
🤌 اکثرا هم آف خورده و بشدددت شیک :
@.Mes_Zanjan
@.Mes_Zanjan
☕️🫖 برای پذیرایی عااالین👌☝️☝️
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
809K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیگه نون از بیرون نخر و خودت با چند تا لیوان آرد نون ساندویچی بپز😍
آموزش ۵۰ مدل #کیک لقمه ای
آموزش ۵۰ مدل #نون شکم پر
آموزش ۵۰ مدل #لقمه پیچ های خوشمزه مخصوص بچه های بدغذا
بدون فر فقط توی #ماهیتابه ۱۰ دقیقه ای لقمه مفید بده دست بچه ات نه تراریخته ی بازاری😫
https://eitaa.com/joinchat/139198864Cc255f799e7
------------------------------------------------
🔥تبلیغات در مجموعه کانالهای کوثر😍
هدایت شده از تبلیغات ( صبور باشید )
🛑از چله ی شهدا حاجت بگیر😳
فقط ۵ #روز تا شروع چله ی بزرگ و معجزه گر شهدا ⏰جانمونی❌❌
شهیدی که در قبر سوره کوثر خواند
شهیدی که بوی گلاب میده
شهیدی که حاجت ازدواج میده
شهیدی که سیب دوست داشت
شهدا زنده هستن و حاجت میدن 😭
لینک عضویت در بزرگترین گروه حاجت روایی با شهدا 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4155703624C6541c96809
به عشق شهدا زود عضو شو 👆
هدایت شده از تبلیغات ( صبور باشید )
من #دلارا؛ دختری که داخل یه خانواده مرفه بدنیا اومدم بچه بودم که عموم و زن عموم رو داخل ی تصادف از دست دادیم و پدر و مادرم سرپرستی پسرشون بردیا رو قبول کردن...کل دوران کودکیمون و نوجوانیمون با شوخی و خنده گذاشت جوری که اصلا نمیدونستم دنیا روی دیگه هم داره چشم برهم زدیم بزرگ شدیم....پدرم میخواست بردیا رو برای ادامه تحصیل بفرسته کانادا. که بردیا قبل از رفتنش ی اعتراف کرد و منو از پدرم خواستگاری کرد ما نامزد شدیم....چند سال گذشت، زندگی ما همچنان بر وفق مراد بود و من در اوج خوشبختی زندگی میکردم تا اینکه بردیا برگشت ولی تغییر کرده بود مشکوک شده بود.... انگار داشت دور از چشم بقیه ی کارای میکرد بر هرکسی میگفتم، میگفتن اشتباه میکنم تا اینکه یکروز بطور اتفاقی چیزی دیدم که دنیا تو سرم خراب شده بود اون داشت.....😱😱
برای خوندن ادامهی داستان زیبامون روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/3193898263Cbda2b5620a