eitaa logo
ʸᵒᵘᵏᵃⁱ'ˢ ˢᵉᶜʳᵉᵗ ᵇᵒˣ
81 دنبال‌کننده
166 عکس
7 ویدیو
23 فایل
ּ  ۫ ִ ⏝ ִֶָ ︶︶⋆ ⏝ꔫ⏝ ‌⋆︶︶‌‌ ִֶָ ⏝ ִ ۫  ּ  ִ  𝒲ℯℓ𝒸ℴ𝓂ℯ ࿔ ★ ִ  یوکای؛فقط یه آرتیست معمولی مثل بقیه.
مشاهده در ایتا
دانلود
ֺ ָ               ★               ָ ֺ
ʸᵒᵘᵏᵃⁱ'ˢ ˢᵉᶜʳᵉᵗ ᵇᵒˣ
بک‌استوری:دلیل ازدواج مادر و پدر انریو، ترکیب کوئرک هاشون بود و مادر انریو هیچ احساسی نسبت به شوهرش نداشت و فقط به حرف بقیه گوش داده بود و فکر میکرد که «عشق مهم نیست، اون ادم مناسبیه پس مشکلی ندارم». ولی پدر انریو عاشق اون بود و از ازدواج باهاش خوشحال بود. البته رابطه ای که بینشون ایجاد می‌شه بیشتر مثل دوتا دوسته و مادر انریو یکم وابستگی نسبت به شوهرش داره و زیاد رابطشون شبیه یه زن و شوهر نیست. کلا یه فاصله ی خاصی بینشون بود که هیچوقت از بین نرفت. وقتی انریو بدنیا میاد، مادرش به اون هم نمیتونه چندان عشق زیادی بورزه ولی پدرش با تمام وجودش بزرگش میکنه و همیشه کنار پسرشه و هرچیزی که بخوادو در حد توانش براش فراهم میکنه. طی یه حادثه ای موقع حمله ی ویلن ها، جلوی چشمای انریو و مادرش، پدر انریو جونشو برای نجات یه نفر فدا میکنه(حدود ۱۲/۱۳ سالگی انریو) و بعد از اون، انریو که تنها فرد مهم زندگیشو از دست داده بود، خیلی ضربه ی بدی میخوره. رفتار مادرش به کل تغییر میکنه و بیشتر وقتشو طوری میگذروند که چشمش به انریو نخوره، وقتیم میدیدش فقط باهاش بدرفتاری میکرد، بعضی وقتا که خیلی کفری میشد کتکش میزد و بعد ازش دور میشد(درگیر خیلی چیزا هم شده بود). معمولا انریو توی خونه تنها میموند و هرموقع هم میرفت مدرسه، بقیه بهش سرکوفت میزدن و مثل همیشه براش قلدری میکردن و اذیتش میکردن. وقتی زمان گذشت(۱۴سالگی)، یه روز مادر انریو با یه مرد به خونه اومد و براش حتی مهم نبود که انریو چی فکر بکنه و بهش گفت که شوهرشه، پشت سر اون مرد، یه پسر کوچولوی ۴ ساله بود که موهای نارنجی داشت، انگار اونم چندان رضایت خاصی از این موضوع نداشت. کم کم زمان گذشت و انریو و میکا خیلی صمیمی شدن. میکا برای انریو کسی بود که از توی ناراحتی هاش بیرون کشیدش، بااینکه هنوزم مادرش بهش اهمیت نمیداد(برعکس رفتارش با میکا که مثل پسر خودش باهاش رفتار میکرد و عشقی که هیچوقت بهش نشون نداده بود رو به میکا نشون میداد چون پسر مردی بود که دوستش داشت) ولی انریو دیگه تقریبا بیخیال شده بود و تلاش میکرد شاد باشه. مادر انریو با قهرمانا مخالفه(فکر می‌کنه قهرمان‌بازی مسخره‌ست چون پدرانریو بخاطر اینکه بدون درک کردن موقعیت پرید تو ماجرا و جونشو از دست داد. و یه جورایی قهرمانها براش یادآور اون هستن چون کلا آدمی بود که مثل یه قهرمان واقعی به همه کمک میکرد و این مثل یه بار سنگین میشینه رو شونه‌هاش) ولی چون به انریو اهمیتی نمیده، براش مهم نیست که بخواد قهرمان بشه و وقتی انریو بهش گفت میخواد بره یو-ای، هیچی بهش نگفت و فقط گفت:"هرکاری که میخوای بکن". انریو قهرمان میشه چون میخواد مثل پدرش باشه، میخواد مثل اون آدم خفنی بشه که همه کنارش حس امنیت میکنن. || ||
فعلا اینو داشته باشید شاید بعدا بهتر نوشتمش
ֺ ָ               ★               ָ ֺ
برای تولد وریتاس سنپای تولدت مبارکت باشه و امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشی پیش خانوادت و دوستات 😭😭🤏🤏💞💞 ببخشید نتونستم ی کادوی قشنگ بهت هدیه بدم امیدوارم دوسش داشته باشی
تولدت مبارک وریتاسس🎀
ֺ ָ               ★               ָ ֺ
از اونجایی که انریو یه مدت طولانی همش تنها خونه میموند یا مادرش غذایی درست نمیکرد، خودش روی پای خودش وایساد و خیلی تمرین کرد برای همین دست‌پخت خوبی داره. (البته اینکه بعدا برا میکا هم غذا درست میکرد بی‌تاثیر نبود) || ||
ֺ ָ               ★               ָ ֺ
Oc Bungo stray dogs Name:Rina Akutagawa (dont mind the picture name,i write it wrong) Time: 4:01 Akutagawa Ryunosuke daughter
Oc Gachiakuta (I haven't finish it yet) Name: Zayne voss Time: 7:03
ֺ ָ               ★               ָ ֺ