#خاطراتسیزدھسالهها🙋🏻♂
اندازهپسرخودمبود..سیزدهچهاردهساله..
وسـطعملیاتیكدفعهنشسـت!😳
.
گفتم:«حالاچهوقتهاستراحتهبچـه؟!»💣
گفت:«بندپوتینمشلشده،
میبندم،راهمیافتم..🖐🏼»
.
نشستولـیبلندنشد!
هردوپایشتیـرخوردهبود
برایروحیهماچیزینگفتهبود..:)💔
کنارش ایستاده بودم، شنیدم که میگفت:
صلیاللهعلیکیاصاحبالزمان🌱
بهش گفتم: چرا الان به #امام_زمان سلام دادی..؟!
گفت: شاید این وزشِ باد
و نسیم سلام منو به امامزمانم برساند..:)🚶🏿♂
-شهیدابومهدیالمهندس
#شهیدانه
#تلنگر
فردی هنگام راه رفتن،
پایش به سکه ای خورد.
تاریک بود، فکر کرد طلاست!✨
کاغذی را آتــــ🔥ـــش زد تا آن را ببیند.
دید ۲ ریالی است!!
بعد دید کاغذی که آتش زده،
هزار تومانی بوده!!
گفت: چی را برای چی آتش زدم!
🗝 و این حکایت زندگی خیلی از ماهاست،
که چیزهای بزرگ را برای چیزهای کوچک
آتش میزنیم و خودمان هم خبر نداریم!😔
اعمالمان را با یک حرف
(تهمت، غیبت، دروغ، ریا و ...)
ازحاجآقاپرسید:
- حاجآقاچیکارکنمسمتگناهنرم؟
+ اولبایدببینےعاملِگناهچیہ!
زمینہشروازبینببری!
امابھترینراهِحلاینہکہخودترو
بہکارخدامشغولکنے..
آدمبیکاربیشتردرمعرضگناهہ -!
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیشنهاد دانلود
حتما عاشقش میشی😉