توی کشوری که مسجد سوخته و پیکر پلیس ارباً اربا نه بوی مشکل معیشتی میاد نه اعتراض نه انقلاب!
بوی دیکتاتوری وحوش افسارگسیخته میاد که حاضرن همه رو از دم گردن بزنن
https://t.me/+GRkdntlcKzY3ZjE0
بچهها یکبار دیگه لینک چنل تلگرام میزنم چون همه گفتید قبلیه خرابه
این خطا تقریبا برای هرکسی که مغز انسانی داره اتفاق میوفته!
یکم دیگه پیام آقا منتشر میشه، و به نظرم این نکته جالبه:
یه خطای شناختی داریم به اسم Confirmation Bias (سوگیری تأییدی)
در این خطا، فرد تمایل داره اطلاعاتی رو ببینه و بپذیره که باورهای فعلیاش رو تأیید میکنن. و در مقابل اطلاعات مخالف رو نادیده میگیره، کماهمیت جلوه میده یا رد میکنه!
این خطای شناختی همون چیزیه که باعث میشه ما یهسری از اخبار رو ایگنور کنیم و در مقابل یکسری از اخبار رو هرچند احمقانه باور کنیم.
مثلا کسی که با ج.ا مخالفه خیلی راحت باور میکنه که ۹۲۹۱۹۱ میلیون خانوم زندانی شدن!
توی این روزهایی که پیامها و مصاحبهها و اخبار مهم میرن و میان به نظرم آگاهی از این خطا خیلی مهمه!
حالا چطور تمرین کنیم که در دام این خطا کمتر بیوفتیم و آگاه باشیم؟
۱. وکیل مدافع نظر مقابل شو
۵دقیقه از دیدگاه مخالف خودت دفاع کن.
نه اینکه مسخرهاش کنی؛ واقعاً سعی کن بهترین استدلالهایش رو پیدا کنی و در موردش فکر کنی!
اینجوری مغز کم کم عادت میکنه از تمام زوایا به یک موضوع نگاه کنه.
۲. به دنبال شواهد نقضکننده بگرد
وقتی یک خبر، متن و.. میخونی و یک برداشتی داری آگاهانه از خودت بپرس:
«چه شواهدی علیه نظر من وجود داره؟»
۳. بین «واقعیت و اتفاقات» و «هویت» فاصله بذار
انقلابی بودن یک هویته ولی مثلا مذاکره کردن/نکردن یک نظره! یک اتفاقه!
اینا باهم فرق میکنن. اگر نظری که داری رو بخشی از هویت خودت ببینی هیچوقت حاضر نمیشی به چالشش بکشی!
۵. «اشتباهاتت» رو در نظر داشته باش!
چند وقت یکبار به خودت یادآوری کن که حتما تاحالا در سوگیریهای سیاسی و اعتقادی اشتباه کردی و اتفاقا این عیب نیست! این خاصیت انسانی توئه و ممکنه این دفعه هم اتفاق بیوفته.
۶. از افراد مخالف فرار نکن
اگر تمام منابع خبری، دوستان و صفحات مورد علاقهات یک دیدگاه رو تکرار کنن، احتمال افتادن در Confirmation Bias زیاد میشه.
افرادی رو هم دنبال کن که با تو مخالفن اما اهل استدلال هستن!
و استدلالهای اونا رو هم بخون و با منطق و شواهد خودت سعی کن بهشون فکر کنی
آخرین بهار دنیا
هدایت شده از گورستان سَطلبردارها
رهبر، فرمانده کل قواست، اما خیلی چیزا با رأی همین دولت مردها بالا میاد. رهبر که نمیتونه جلویِ همهشون رو بگیره! چون حکومتِ ما دیکتاتوری نیست. اگه رهبر جلوی ۲۰ تا دولت مردِ مخالف بایسته، انگار مدیر مدرسهایه که پشتِ معلمشو خالی کرده. حالا مگه همیشه معلما حرف مدیر رو گوش میکنن؟ معلومه که نه!
شورای عالی امنیت ملی هم دست همین دولتمردانه، وقتی خودشون میگن «آتشبس کنید»؛ وقتی خودشون مذاکره میکنن و توافق میکنن، رهبر دیگه چکار میتونه بکنه؟ پس حالا میفهمید چرا میگیم نصف این اتفاقات، اصلاً به پای رضایت و امضای خود رهبر نیست!