eitaa logo
هیئت انصارالقائم (عج)
995 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
822 ویدیو
15 فایل
هیئت دانشجویی انصارالقائم (عج) ارتباط با مدیر کانال: @a_ghaem اینستاگرام: instagram.com/a_ghaaem2 بله: https://ble.ir/a_ghaaem تلگرام: https://t.me/a_ghaaem آپارات: aparat.com/a_ghaaem/ سایت: a-ghaem.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
📍«مسیر عشق» 📷 «ارسالی همسفر کربلایی» 🔸هیئت دانشجویی انصار القائم (عج) | ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام 🔸@a_ghaaem
📍«مسیر عشق» 💠 شب آخر بود🌙... بعد استراحت کردن تو موکب کویتی ها زودتر اومدم بیرون که تا کاروان راه میوفته رو صندلی بشینم... اما صندلی خالی پیدا نکردم مجبور شدم برم جلوتر یه کم بیشتر از یه کم رفتم جلو و دیگه پرچم کاروان دیده نمیشد. نشستم رو صندلی و محو تماشای موکبا خادما زائرا بچه ها و خلاصه تو حال و هوای خودم بودم. چند دقیقه ایی گذشت ، احساس کردم کاروان دیر کرده‌...چرا نرسیدن؟ گفتم شاید بچه ها دیر کردن بیشتر میشینم و استراحت میکنم بازم گذشت اما خبری از کاروان نبود. دلشوره اومد سراغم. شروع کردم مسیرو برگشتن ولی هرچی رفتم خبری از کاروان نبود یهو تو اون همه شلوغی و زائر و خادم و... احساس کردم تک و تنهام. غربت تمام جونمو گرفت. من گم شده بودم. هرطرف نگاه میکردم هیچ خبری از کاروان نبود. مونده بودم تک و تنها و یه کم ترسیده دیگه صدای هلابیک هلابیک زوار رو نمیشنیدم صدای کشیده شدن کفش و دمپایی روی زمین رو نمیشنیدم فقط هی نگاهمو میچرخوندم تا شاید کاروانو پیدا کنم که یهو چشمم به یکی از برادرها و آقای محمدی افتاد. (منتظر بودن که اگر کسی از بچه ها جا مونده رو با خودشون ببرن کاروان از میانبر رفته بود سمت یه روستایی) بغض شادی تو چشام موج میزد. وقتی پیدا شدم، هیچ کس دعوام نکرد در اوج احترام‌ راه افتادیم سمت میانبر، میانبر خلوت خلوت بود، خبری از موکب و خادم و زائر و پذیرایی و مداحی و دستگاه صوت و... نبود یه راه خلوت بود و خاک و سکوت و تاریکی شب و ستاره ها، نیم ساعتی رو تو این اوضاع پیاده روی کردیم. -مکشوفه ایی بود تازه اونجا فقط یه بخش کوچیکی از روضه دختر سه ساله امام حسین(ع) رو درک کردم ولی خیلی فرق داشت خیلی. من در حالی گم شده بودم که اطرافم پر از آدمای مومن بود. پر از زائر پر از خادم پر از موکب و غذا و نور و روشنی. من فقط از کاروانم جامونده بودم. نه تو بیابون تاریک و خلوت و ترسناک. من وقتی گم شدم دو تا از خادمای امام حسین(ع) با احترام منو به کاروان برگردوندن ، نه دعوام کردن نه کتکم زدن ... نه شلاق داشتن نه سرم داد زدن.... اینجوری بود که کل این مسیر نیم ساعت با اینکه صدای مداحی نمیومد ولی جاده و تاریکی وستاره و ماه و خاک و خلوتی برای من روضه میخوندن «بمیرم برات حضرت رقیه جان» 🔸هیئت دانشجویی انصار القائم (عج) | ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام 🔸@a_ghaaem
28.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍«مسیر عشق» 🎥 «ارسالی همسفر کربلایی» 🔸هیئت دانشجویی انصار القائم (عج) | ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام 🔸@a_ghaaem
📍«مسیر عشق» 📷 «ارسالی همسفر کربلایی» 🔸هیئت دانشجویی انصار القائم (عج) | ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام 🔸@a_ghaaem